نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :1/5/1387 12:53:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:358 هنر، رسانه و سلامتنقد مستند سلامتمايكلمور را كه حتما ميشناسيد؛ همان مستند ساز صريحي كه با فيلمها و يك دندگيهاي افشاگرانهاش معروف شده است. او با فيلم «فارنهايت 11/ 9» به عنوان جنجاليترين فيلمساز سياسي سالهاي اخير شناخته شد و البته با فروش خيره كننده 120 ميليون دلاري، ثابت كرد كه مستند پرفروش هم وجود دارد... آخرين فيلم او را هم سياسي ميدانند؛ اما سياسي/ پزشكي. مهم نيست كه اين عنوان چندان براي ذهن ما آشنا نيست اما مور در فيلم «سيكو» اين كار را انجام داده است. محصول 2007 كه سومين مستند پرفروش دنيا هم شد و اين يعني مخاطب بيشتر و تاثير افزونتر. او با فراخواني عمومياز مردم ميخواهد كه خاطرات بد خود را از نظام سلامت آمريكا بگويند و خيليها به خواهش مور جواب دادند. دوربين به سراغ برخي از واقعيتهاي تكان دهنده ميرود و پشت پرده نظام سرمايهداري و بيرحم نسبت به بيماران را آشكار ميكند. او به مقايسه با كشورهاي ديگر هم دستميزند و حتي پاي كوبا را هم به ميان ميكشد. در بخشي از فراخوان مايكل مور، اهداف ساخت چنين مستندي كاملا مشهود است: «آيا پس از اينکه براي سومين بار از سوي سازمان خدمات درمانيتان که موظف به تامين هزينه عمل شماست، نااميد شدهايد. هيچ به خودتان گفتهايد حالا وقتش است که اين مسخره بازيها را در فيلم سيکو مطرح کنم؟...يا احتمالا به شما گفته شده که پدرتان چون نميتواند هزينههاي دارويي و درمانياش را بپردازد، خداي نکرده ممکن است بميرد و شما يک آن به خودتان گفتهايد كه آه!... لعنت بر شيطان، شماره تلفن مايکل مور را کجا گذاشتم؟…!بسيار خوب، حالا وقتش است.همان طور که مي توانيد فکرش را بکنيد، ما براي اينها فکري کردهايم. اما تنها چيزي که نياز داريم، اين است که مقداري از اطلاعات شما را در اين فيلم استفاده کنيم و به دنيا نشان دهيم که بزرگترين کشور در تاريخ جهان چه به روز مردم آن ميآورد؛ مردمي که تنها از بد حادثه بيمار شدهاند. چرا که مريض شدن، جز براي آنها که پولدارند، جرم محسوب ميشود؛ جرمي که به علت بايد پول بپردازيد، گاه حتي به قيمت جانتان.»فيلم هم همين حال و هوايي را پيدا كرده كه در فراخوان سازنده اش معلوم است. در واقع بار ديگر به نقش سينماي پيام رسان در ساماندهي تفكر مخاطب ميرسيم؛ اين بار در باره مقوله هميشه چالشبرانگيز سلامت. حتما قابل درك است كه دهها نقد مكتوب و سخنراني و حتي جدلهاي سياسي هم توان همطرازي با اثر اين فيلم دو ساعته را نداشتند. در واقع نشان ميدهد كه فيلم مستند ميتواند يكي از بهترين راههاي مكالمه و ارتباط بهرهمندان خدمات سلامت با ارايهكنندگان آن باشد. و اصلا چه بسا بتواند ماهيت نيشتري را داشته باشد كه يك دمل ديرينه و عفوني را بشكافد و درمان كند. آثار مستند به واسطه نزديكي بيشتري كه با سينما حقيقت دارند، طبعا مورد پذيرش بيشتر مخاطبان قرار ميگيرند و ممكن است صادقانهتر به نظر برسند.اتفاقي كه جاي آن در تعامل ميان سينما و سلامت در كشور خودمان خالي است و كمتر مستندي را ميتوان به ياد آورد كه به بخشي از اين پيكره نگريسته باشد. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
هنر، رسانه و سلامتنقد مستند سلامتمايكلمور را كه حتما ميشناسيد؛ همان مستند ساز صريحي كه با فيلمها و يك دندگيهاي افشاگرانهاش معروف شده است. او با فيلم «فارنهايت 11/ 9» به عنوان جنجاليترين فيلمساز سياسي سالهاي اخير شناخته شد و البته با فروش خيره كننده 120 ميليون دلاري، ثابت كرد كه مستند پرفروش هم وجود دارد... آخرين فيلم او را هم سياسي ميدانند؛ اما سياسي/ پزشكي. مهم نيست كه اين عنوان چندان براي ذهن ما آشنا نيست اما مور در فيلم «سيكو» اين كار را انجام داده است. محصول 2007 كه سومين مستند پرفروش دنيا هم شد و اين يعني مخاطب بيشتر و تاثير افزونتر. او با فراخواني عمومياز مردم ميخواهد كه خاطرات بد خود را از نظام سلامت آمريكا بگويند و خيليها به خواهش مور جواب دادند. دوربين به سراغ برخي از واقعيتهاي تكان دهنده ميرود و پشت پرده نظام سرمايهداري و بيرحم نسبت به بيماران را آشكار ميكند. او به مقايسه با كشورهاي ديگر هم دستميزند و حتي پاي كوبا را هم به ميان ميكشد. در بخشي از فراخوان مايكل مور، اهداف ساخت چنين مستندي كاملا مشهود است: «آيا پس از اينکه براي سومين بار از سوي سازمان خدمات درمانيتان که موظف به تامين هزينه عمل شماست، نااميد شدهايد. هيچ به خودتان گفتهايد حالا وقتش است که اين مسخره بازيها را در فيلم سيکو مطرح کنم؟...يا احتمالا به شما گفته شده که پدرتان چون نميتواند هزينههاي دارويي و درمانياش را بپردازد، خداي نکرده ممکن است بميرد و شما يک آن به خودتان گفتهايد كه آه!... لعنت بر شيطان، شماره تلفن مايکل مور را کجا گذاشتم؟…!بسيار خوب، حالا وقتش است.همان طور که مي توانيد فکرش را بکنيد، ما براي اينها فکري کردهايم. اما تنها چيزي که نياز داريم، اين است که مقداري از اطلاعات شما را در اين فيلم استفاده کنيم و به دنيا نشان دهيم که بزرگترين کشور در تاريخ جهان چه به روز مردم آن ميآورد؛ مردمي که تنها از بد حادثه بيمار شدهاند. چرا که مريض شدن، جز براي آنها که پولدارند، جرم محسوب ميشود؛ جرمي که به علت بايد پول بپردازيد، گاه حتي به قيمت جانتان.»فيلم هم همين حال و هوايي را پيدا كرده كه در فراخوان سازنده اش معلوم است. در واقع بار ديگر به نقش سينماي پيام رسان در ساماندهي تفكر مخاطب ميرسيم؛ اين بار در باره مقوله هميشه چالشبرانگيز سلامت. حتما قابل درك است كه دهها نقد مكتوب و سخنراني و حتي جدلهاي سياسي هم توان همطرازي با اثر اين فيلم دو ساعته را نداشتند. در واقع نشان ميدهد كه فيلم مستند ميتواند يكي از بهترين راههاي مكالمه و ارتباط بهرهمندان خدمات سلامت با ارايهكنندگان آن باشد. و اصلا چه بسا بتواند ماهيت نيشتري را داشته باشد كه يك دمل ديرينه و عفوني را بشكافد و درمان كند. آثار مستند به واسطه نزديكي بيشتري كه با سينما حقيقت دارند، طبعا مورد پذيرش بيشتر مخاطبان قرار ميگيرند و ممكن است صادقانهتر به نظر برسند.اتفاقي كه جاي آن در تعامل ميان سينما و سلامت در كشور خودمان خالي است و كمتر مستندي را ميتوان به ياد آورد كه به بخشي از اين پيكره نگريسته باشد. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب