سال 6 | شماره 255 | سه شنبه 3  بهمن  1388 | 32 صفحه

 

نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :7/5/1387      16:43:0      تعداد بازديد كنندگان مطلب:345



هنر، رسانه و سلامت
جزييات پنهان گفتارنويسي


اين روزها فيلم «حس پنهان» روي پرده است. يکي از دو شخصيت اصلي آن، روانپزشک است و چند فصل موثر آن در مطب روانپزشکي مي‌گذرد. يکي از بهترين روانپريشان سينماي ايران را هم حامد بهداد در اين فيلم بازي کرده است. سال گذشته و در روزهاي جشنواره فيلم فجر در اين باره نوشتم اما اين بار مي‌خواهم به بخش ديگري اشاره کنم که البته جزيي‌تر ولي مهم است: «ديالوگ نويسي براي پزشکان». در يکي از فصل‌هاي مياني فيلم، بهرام (حامد بهداد) را به دليل تروما به بيمارستان برده‌اند. پس از مدتي پزشک معالج از اتاق بيرون مي‌آيد و احتمالا با شک به خون‌ريزي مغزي مي‌گويد: «ما تشخيص داديم که ايشون مدتي تحت نظر باشند.» طرز برخورد سينماي ايران با موارد «ضربه به سر» را به يادداشت ديگري موکول مي‌کنم اما چيزي که اينجا توي ذوق مي‌زند، گفتارنويسي عصا قورت داده و غيرمتعارف براي يک پزشک است. واقعا تا به حال از زبان کدام يک از پزشکان يا پرستاران اين جور جمله کتابي‌اي شنيده‌ايد؟ اين مشکل در بسياري آثار مشابه نيز وجود دارد و گمان مي‌کنند که پزشکان به دليل تحصيلات دانشگاهي بيشتر، زبان محاوره را از دست داده‌اند و احيانا يک کتاب جيبي دستور زبان فارسي با خود حمل مي‌کنند!

اصرار سينماي ايران بر جمله‌نويسي‌ها و فيگورهاي تکراري براي پزشکان، در بسياري موارد موجب روبات گونه شدن آنها مي‌شود. محض نمونه، چقدر تصوير مشابه از جراحان سبز پوش در ذهن شما هست که از اتاق عمل بيرون مي‌آيند و جواب منتظران نگران را مي‌دهند؟! جمله‌هاي آنها چيست؟ حالت‌هاي آنها چه‌طور؟ اصلا پزشک‌ها در يادتان مانده‌اند يا همين تکرارها؟ واقعا چرا فيلم‌سازان گمان مي‌کنند که طبيبان شبيه بقيه مردم حرف نمي‌زنند؟ طبعا منظورم محاوره‌اي بودن است و ربطي به شأن اجتماعي يا علمي‌ ندارد. همان جمله رسمي‌ و کتابي بالا را دوباره بخوانيد؛ احيانا اگر به اين نحو تغيير مي‌کرد که: «ايشون بايد چند ساعتي تحت نظر باشن» واقعي‌تر و ملموس‌تر نبود؟ حتي مي‌توانستيم از کليشه‌ها عبور کنيم و به پزشک اجازه بدهيم تا چند جمله ديگر حرف بزند. واقعا تا کي بايد شاهد اين حصارهاي شيشه‌اي همه‌جانبه ميان آنها و ديگران باشيم؟ يادمان باشد که «پرستيژ» دادن به پزشکان با مريخي کردن آنها به دست نمي‌آيد!. اين ضرورت رفتار شناسي شامل بسياري جزييات ديگر هم مي‌شود. براي مثال، شيوه برخورد خانم روانپزشک (سيمين) با آن مادر بيمار و پسرش را به ياد مي‌آوريد؟ آنها تازه وارد اتاق شده‌اند که بر سر هذيان‌هاي مادر، ميان او و پسرش جر و بحث مي‌شود. مادر اتاق را ترک مي‌کند و سيمين به پسرش مي‌گويد: «ميخاي بهش کمک کنيم؟» و جواب مثبت مي‌شنود. انتظار بعدي ما چيست؟ که اين دو در اين باره حرف بزنند. اما واکنش سيمين جور ديگري است: «مي‌گم به منشي يه وقت براتون بزاره!» بي‌توجه به اينکه اين ويزيت به چه کار آمده است!

مشاهده مطلب ارسال شده بعد



 

بیشتر بخوانید...

  امکانات مطالب
نسخه PDF ◊
مشاهده نسخه چاپي ◊
دريافت فايل مطلب (Rtf Format) ◊
مشاهده نسخه XML ◊
ارسال اين مطلب به ديگران ◊
بازگشت ◊

  فهرست مطالب مرتبط

  نظر شما درباره اين مطلب
 
 

 




 

امتياز شما به تحلیل اين مطلب


نظرات دیگران در مورد این مطلب

صفحه اصلی
  • جامعه سالم
  • زير ذره‌بين
  • بازار سالم
  • سلامت در جهان
  • موفقيت
  • خانه سالم
  • سفره سالم
  • پوست و مو
  • چهره‌ها و رسانه‌ها
  • زنان و مردان
  • نفس عميق
  • پرونده
  • زيبايي
  • تناسب اندام
  • سلامت روان
  • درمانگاه
  • كودكان و نوجوانان
  • دهان و دندان
  • دستور غذا
  • تغذيه
  • داستان يک زندگي
  • سلامت خانواده
  • بچه هاي سلامت
  • سرگرمي
  • صفحه آخر

  • آرشیو
  • جستجوی پيشرفته
  • عضویت در سایت
  • فهرست مطالب
  • ارسال خبر
  • لینک های مفید
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • RSS


1387 © کليه حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به موسسه فرهنگی ابن سينای بزرگ بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است | نگارش: نرم افزار تحريريه الکترونيک - نسخه5