نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :7/5/1387 11:12:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:533 هنر، رسانه و سلامتتصوير سالمندان تا کي برفک دارد؟روز پدر در راه است و روز مادر را سپري كرديم. خيليها به فكر هديهاي هستند و سپاسي. قرار خوبي است و خوبتر اين كه توجه به آنها، يك روزه نباشد. نكته عمدتا فراموش شده اين است كه بهترين هديه براي آنها سلامت جسميو - به ويژه - روحي است كه به يك روز هم محدود نشود. سينما و تلويزيون در برابر اين ضرورت مغفول مانده چه كردهاند؟ مرور گذاري گذشته نشان ميدهد كه سازندگان ترجيح دادهاند تا آنها را بيشتر پدربزرگ و مادربزرگ ببنند و البته بيشتر در بستر با گيسوان سفيد بيرون آمده از چارقد و عصا و قرص و كپسول و طرد شدگي و در نهايت، سهم كوچكي از زندگي كه براي مثال، سر و كله زدن با نوههاست. اين كه چرا محوريت پدران و مادران جوان و ميانسال را كمتر در فيلمها و سريالها ميبينيم (به استثاي فيلم موفق «ميم مثل مادر»)، پرسش مهمياست اما مساله اصليتر اين است كه چرا سالمندان را همهجانبه و درست نميبينيم؟ محض نمونه نگاه كنيم به فيلم «مادر» علي حاتمي و تله فيلم «سكوت خدا» كه باوجود ارزشهاي هنريشان، باز به همان نگاه يكجانبه در اين حيطه بسنده كردهاند.تلويزيون هم در برابر آنها، بيشتر به جلب ترحم مشغول است و نهيب زدن به فرزندان ناسپاس. با كلوزاپهاي پدران و مادران پير و منتظري كه در آسايشگاههاي سالمندان زنداني شدهاند انگار. اين قبول كه چنين نمايشهايي ميتواند به حساسيت مثبت جامعه منجر شود؛ اما چرا به ساير بخشهاي دنياي آنها توجه نميكنيم؟ طب سالمندان در دنياي امروز، روز به روز كاملتر شده و هدف اصلي را افزايش كارامدي آنها براي زندگي بهتر دانسته است، نه اينكه با آثار خود به اين تصوير غلط دامن بزنيم كه آنها بستر نشينان ته خطاند و آفتابهاي لب بوم. در كدام فيلم ديدهايم كه پدر و مادر پيري، با نشاط و كارآمدي به زندگي مشغول باشد؟مهربانترين نگاه سازندگان اين است كه آنها را ترگل و ورگل ميكنند و گوشهاي مينشانند، چيزي شبيه گلدان طاقچه. اولين فكري هم كه به ذهن مستندسازان درباره سالمندان ميرسد، سر زدن به كهريزك است و همان نگاه غمگين و مايوس، در حالي كه ميتوان به سراغ كساني رفت كه در برابر پيري تسليم نشدهاند و در كاري ثمر بخشاند.ما بايد با آثار هنريمان، سالمندان را اميدوارتر كنيم نه اينكه با پافشاري بر همان تصاوير تكراري، در دنيايي افسرده محبوسشان كنيم. طب سالمندان بر اين نكته مصر است كه مهمترين آسيب روحي خانمانبراندازي كه آنها را تهديد ميكند، افسردگي و خلق پايين است. بهترين كار هنر و رسانه در برابر پدر و مادرهاي پير اين است كه با فرهنگ سازي، به آنها «زندگي» ببخشد. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
هنر، رسانه و سلامتتصوير سالمندان تا کي برفک دارد؟روز پدر در راه است و روز مادر را سپري كرديم. خيليها به فكر هديهاي هستند و سپاسي. قرار خوبي است و خوبتر اين كه توجه به آنها، يك روزه نباشد. نكته عمدتا فراموش شده اين است كه بهترين هديه براي آنها سلامت جسميو - به ويژه - روحي است كه به يك روز هم محدود نشود. سينما و تلويزيون در برابر اين ضرورت مغفول مانده چه كردهاند؟ مرور گذاري گذشته نشان ميدهد كه سازندگان ترجيح دادهاند تا آنها را بيشتر پدربزرگ و مادربزرگ ببنند و البته بيشتر در بستر با گيسوان سفيد بيرون آمده از چارقد و عصا و قرص و كپسول و طرد شدگي و در نهايت، سهم كوچكي از زندگي كه براي مثال، سر و كله زدن با نوههاست. اين كه چرا محوريت پدران و مادران جوان و ميانسال را كمتر در فيلمها و سريالها ميبينيم (به استثاي فيلم موفق «ميم مثل مادر»)، پرسش مهمياست اما مساله اصليتر اين است كه چرا سالمندان را همهجانبه و درست نميبينيم؟ محض نمونه نگاه كنيم به فيلم «مادر» علي حاتمي و تله فيلم «سكوت خدا» كه باوجود ارزشهاي هنريشان، باز به همان نگاه يكجانبه در اين حيطه بسنده كردهاند.تلويزيون هم در برابر آنها، بيشتر به جلب ترحم مشغول است و نهيب زدن به فرزندان ناسپاس. با كلوزاپهاي پدران و مادران پير و منتظري كه در آسايشگاههاي سالمندان زنداني شدهاند انگار. اين قبول كه چنين نمايشهايي ميتواند به حساسيت مثبت جامعه منجر شود؛ اما چرا به ساير بخشهاي دنياي آنها توجه نميكنيم؟ طب سالمندان در دنياي امروز، روز به روز كاملتر شده و هدف اصلي را افزايش كارامدي آنها براي زندگي بهتر دانسته است، نه اينكه با آثار خود به اين تصوير غلط دامن بزنيم كه آنها بستر نشينان ته خطاند و آفتابهاي لب بوم. در كدام فيلم ديدهايم كه پدر و مادر پيري، با نشاط و كارآمدي به زندگي مشغول باشد؟مهربانترين نگاه سازندگان اين است كه آنها را ترگل و ورگل ميكنند و گوشهاي مينشانند، چيزي شبيه گلدان طاقچه. اولين فكري هم كه به ذهن مستندسازان درباره سالمندان ميرسد، سر زدن به كهريزك است و همان نگاه غمگين و مايوس، در حالي كه ميتوان به سراغ كساني رفت كه در برابر پيري تسليم نشدهاند و در كاري ثمر بخشاند.ما بايد با آثار هنريمان، سالمندان را اميدوارتر كنيم نه اينكه با پافشاري بر همان تصاوير تكراري، در دنيايي افسرده محبوسشان كنيم. طب سالمندان بر اين نكته مصر است كه مهمترين آسيب روحي خانمانبراندازي كه آنها را تهديد ميكند، افسردگي و خلق پايين است. بهترين كار هنر و رسانه در برابر پدر و مادرهاي پير اين است كه با فرهنگ سازي، به آنها «زندگي» ببخشد. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
سينما و تلويزيون در برابر اين ضرورت مغفول مانده چه كردهاند؟ مرور گذاري گذشته نشان ميدهد كه سازندگان ترجيح دادهاند تا آنها را بيشتر پدربزرگ و مادربزرگ ببنند و البته بيشتر در بستر با گيسوان سفيد بيرون آمده از چارقد و عصا و قرص و كپسول و طرد شدگي و در نهايت، سهم كوچكي از زندگي كه براي مثال، سر و كله زدن با نوههاست. اين كه چرا محوريت پدران و مادران جوان و ميانسال را كمتر در فيلمها و سريالها ميبينيم (به استثاي فيلم موفق «ميم مثل مادر»)، پرسش مهمياست اما مساله اصليتر اين است كه چرا سالمندان را همهجانبه و درست نميبينيم؟ محض نمونه نگاه كنيم به فيلم «مادر» علي حاتمي و تله فيلم «سكوت خدا» كه باوجود ارزشهاي هنريشان، باز به همان نگاه يكجانبه در اين حيطه بسنده كردهاند.
تلويزيون هم در برابر آنها، بيشتر به جلب ترحم مشغول است و نهيب زدن به فرزندان ناسپاس. با كلوزاپهاي پدران و مادران پير و منتظري كه در آسايشگاههاي سالمندان زنداني شدهاند انگار. اين قبول كه چنين نمايشهايي ميتواند به حساسيت مثبت جامعه منجر شود؛ اما چرا به ساير بخشهاي دنياي آنها توجه نميكنيم؟ طب سالمندان در دنياي امروز، روز به روز كاملتر شده و هدف اصلي را افزايش كارامدي آنها براي زندگي بهتر دانسته است، نه اينكه با آثار خود به اين تصوير غلط دامن بزنيم كه آنها بستر نشينان ته خطاند و آفتابهاي لب بوم. در كدام فيلم ديدهايم كه پدر و مادر پيري، با نشاط و كارآمدي به زندگي مشغول باشد؟
مهربانترين نگاه سازندگان اين است كه آنها را ترگل و ورگل ميكنند و گوشهاي مينشانند، چيزي شبيه گلدان طاقچه. اولين فكري هم كه به ذهن مستندسازان درباره سالمندان ميرسد، سر زدن به كهريزك است و همان نگاه غمگين و مايوس، در حالي كه ميتوان به سراغ كساني رفت كه در برابر پيري تسليم نشدهاند و در كاري ثمر بخشاند.ما بايد با آثار هنريمان، سالمندان را اميدوارتر كنيم نه اينكه با پافشاري بر همان تصاوير تكراري، در دنيايي افسرده محبوسشان كنيم. طب سالمندان بر اين نكته مصر است كه مهمترين آسيب روحي خانمانبراندازي كه آنها را تهديد ميكند، افسردگي و خلق پايين است. بهترين كار هنر و رسانه در برابر پدر و مادرهاي پير اين است كه با فرهنگ سازي، به آنها «زندگي» ببخشد.
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب