نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :19/5/1387 14:47:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:354 دکتر مصطفي جلاليفخر هنر، رسانه و سلامتتيغي كه رگ سلامتتان را ميزند!شايد فيلم «تيغ زن» را كه مدتي به پرده سينماهاي پايتخت راه يافت، ديده باشيد؛ اثري عجيب و غريب كه شايد سر و ته درست و حسابي نداشته باشد و خيليها را گيج كرده است. شنيدهام كه سردرد تماشاگر در پايان اين فيلم نتيجه شايعي بوده و البته قصدمان حرف زدن در باره سردرد پس از تماشاي فيلم نيست!...نكتهاي كه به حساسيت اين ستون مربوط ميشود، اين است كه به نظرم «تيغزن» تشويقيترين فيلم سالهاي اخير سينماي ايران در استعمال دخانيات است. اين جا نه تنها سيگار كشيدن مرد و زن مجاز است، بلكه شيوه مصرف آن هم با وسوسه برانگيزي قابل توجه است. محض نمونه، يكي از پسرها با لذت بازيگوشانهي، بازدم دود حجيم سيگارش را حلقه حلقه بيرون ميدهد و اين كار را به حركتي دلسب و سرخوشانه تبديل ميكند. در طول فيلم هم كه چند باري شاهد سيگار روشن كردن و كشيدن شخصيت اصلي «تيغزن» يعني لادن مستوفي هستيم. حتي يك بار، دست سيگار به دستش را از پنجره ماشين بيرون ميكند و بر سيگارت سفيد رژ لبي شدهاش تاكيد ميشود. شيوه كشيدن آن هم با جزئيات خاص زنانه است كه زماني درهاليوود و با مقاصد ديگري به كار ميرفت. موضع ما در اين نوشته نگراني در باره سلامت است، هرچند كه سيگار كشيدن زنان در فيلمها به دلايل ديگري هم ممنوع بوده و هست. اين در حالي است كه متاسفانه آمار استعمال سيگار در دختران و زنان 15 تا 35 سال تهران به مرزهاي نگران كنندهاي رسيده است. همچنان متحيرم كه اين صحنهها چگونه و با چه توجيهي مجال نمايش يافتهاند. گيرم كه اين زن تيغ زن باشد و خوب كاره نباشد و ... هرچند كه در پايان و بدون هيچ تحولي، رستگار هم ميشود!در فصل ديگري و در واكنش به بيوفايي معشوق (همين تيغ زن خانم سيگاري)، دو جوان اصلي فيلم كه يكيشان عاشق ناكام است و به پيشنهاد ديگري، قرص اكس ميخورند و با صداي بلند موسيقي ميرقصند. در واقع فيلم به تماشاگر خود پيشنهاد ميدهد كه براي گريز از شرايط دشوار و غمگين، مواد مخدر شيميايي، گزينه قابل انجامي است. آن دو مدتي ميرقصند و ميخندند و تمام. هيچ نتيجه دال بر طرد اين تفكر غلط هم مشاهده نميشود و دست آخر هم آتليه ميزنند و از عروسي معشوق با عاشق ديگر (عطا) تصويربرداري ميكنند. نميدانم چنين ترويجي تا چه حد آگاهانه بوده است اما هرگونه نمايش مصرف بيعقوبت مواد مخدر ميتواند نتايج فاجعهباري به بار آورد. عجيب اين كه در برابر چنين نابهنجاري، كنش تعديلي هم بهوسيله فيلمساز رخ ميدهد. در ادامه همين فصل است كه عطا (آدم مثبت داستان) هم پياله و همشانه تخدير مست گونه جوان ميشود كه تنها مانده و همچنان در حال نشئگي اكس به سر ميبرد. شايد داودنژاد براي پرهيز از سينماي پيام رسان و نمايش عيني دنياي بيمار جوانان است كه به اين نمايش بيدخالت رسيده اما در عمل، مهر پذيرش به اين بزه رفتارها زده است. كاش نظرسنجي معتبري انجام ميشد تا بدانيم قضاوت تماشاگران پس از تماشاي «تيغ زن» در اين باره چيست. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
هنر، رسانه و سلامتتيغي كه رگ سلامتتان را ميزند!شايد فيلم «تيغ زن» را كه مدتي به پرده سينماهاي پايتخت راه يافت، ديده باشيد؛ اثري عجيب و غريب كه شايد سر و ته درست و حسابي نداشته باشد و خيليها را گيج كرده است. شنيدهام كه سردرد تماشاگر در پايان اين فيلم نتيجه شايعي بوده و البته قصدمان حرف زدن در باره سردرد پس از تماشاي فيلم نيست!...نكتهاي كه به حساسيت اين ستون مربوط ميشود، اين است كه به نظرم «تيغزن» تشويقيترين فيلم سالهاي اخير سينماي ايران در استعمال دخانيات است. اين جا نه تنها سيگار كشيدن مرد و زن مجاز است، بلكه شيوه مصرف آن هم با وسوسه برانگيزي قابل توجه است. محض نمونه، يكي از پسرها با لذت بازيگوشانهي، بازدم دود حجيم سيگارش را حلقه حلقه بيرون ميدهد و اين كار را به حركتي دلسب و سرخوشانه تبديل ميكند. در طول فيلم هم كه چند باري شاهد سيگار روشن كردن و كشيدن شخصيت اصلي «تيغزن» يعني لادن مستوفي هستيم. حتي يك بار، دست سيگار به دستش را از پنجره ماشين بيرون ميكند و بر سيگارت سفيد رژ لبي شدهاش تاكيد ميشود. شيوه كشيدن آن هم با جزئيات خاص زنانه است كه زماني درهاليوود و با مقاصد ديگري به كار ميرفت. موضع ما در اين نوشته نگراني در باره سلامت است، هرچند كه سيگار كشيدن زنان در فيلمها به دلايل ديگري هم ممنوع بوده و هست. اين در حالي است كه متاسفانه آمار استعمال سيگار در دختران و زنان 15 تا 35 سال تهران به مرزهاي نگران كنندهاي رسيده است. همچنان متحيرم كه اين صحنهها چگونه و با چه توجيهي مجال نمايش يافتهاند. گيرم كه اين زن تيغ زن باشد و خوب كاره نباشد و ... هرچند كه در پايان و بدون هيچ تحولي، رستگار هم ميشود!در فصل ديگري و در واكنش به بيوفايي معشوق (همين تيغ زن خانم سيگاري)، دو جوان اصلي فيلم كه يكيشان عاشق ناكام است و به پيشنهاد ديگري، قرص اكس ميخورند و با صداي بلند موسيقي ميرقصند. در واقع فيلم به تماشاگر خود پيشنهاد ميدهد كه براي گريز از شرايط دشوار و غمگين، مواد مخدر شيميايي، گزينه قابل انجامي است. آن دو مدتي ميرقصند و ميخندند و تمام. هيچ نتيجه دال بر طرد اين تفكر غلط هم مشاهده نميشود و دست آخر هم آتليه ميزنند و از عروسي معشوق با عاشق ديگر (عطا) تصويربرداري ميكنند. نميدانم چنين ترويجي تا چه حد آگاهانه بوده است اما هرگونه نمايش مصرف بيعقوبت مواد مخدر ميتواند نتايج فاجعهباري به بار آورد. عجيب اين كه در برابر چنين نابهنجاري، كنش تعديلي هم بهوسيله فيلمساز رخ ميدهد. در ادامه همين فصل است كه عطا (آدم مثبت داستان) هم پياله و همشانه تخدير مست گونه جوان ميشود كه تنها مانده و همچنان در حال نشئگي اكس به سر ميبرد. شايد داودنژاد براي پرهيز از سينماي پيام رسان و نمايش عيني دنياي بيمار جوانان است كه به اين نمايش بيدخالت رسيده اما در عمل، مهر پذيرش به اين بزه رفتارها زده است. كاش نظرسنجي معتبري انجام ميشد تا بدانيم قضاوت تماشاگران پس از تماشاي «تيغ زن» در اين باره چيست. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب