نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :16/6/1387 13:54:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:362 هنر، رسانه و سلامتآن روي طنزهاي تلويزيونياين روزها شاهد پخش دو مجموعه تلويزيوني بودهايم كه هر دو به كانون خانواده پرداختهاند. يكي «ترانه مادري» است كه ظاهرا تماشاگر بيشتري دارد و ديگري، «طلاق در وقت اضافه» كه ميكوشد با رويكرد طنز، به معضل ناامنيهاي عاطفي ميان زوجهاي زناشويي بپردازد. به همين بهانه ميتوان به همان مشكل/ مبحث اين سالها در مواجهه با خانواده رسيد. اينكه سيما تا چه حد به سلامت رواني خانواده و تبيين درست روابط حساس است؟محض نمونه به وفور ديدهايم كه فرزندان در برابر والدين خود سركشي ميكنند و خواست خود را به كرسي مينشانند و روابط بيمار ميان والدين و فرزندان در سيكل معيوب و فزايندهاي گرفتار آمده است. يا براي مثال وقتي در همين «طلاق در وقت اضافه» ميبينيم كه آقاي تيزرو با همسرش تا مرز زد و خورد مشاجره ميكنند و ميخواهند همديگر را از خانه بيرون بيندازند (با اين پيش فرض كه اغراق ميتواند مسبب خنده شود)، در آن روي سكه به همين رواننژندي خانوادگي دامن زدهايم. در «ترانه مادري» هم اندازه روابط و درگيريهاي ميان دو نسل، گاه تا حد معيوبي درهم ميريزد. اين قبول كه اوضاع اجتماعي/خانوادگي روز به روز پيچيدهتر ميشود و سامانه سلامت رواني رابطهها در معرض آسيبهاي بيشتري قرار ميگيرد، اما رسانه بايد مراقب باشد كه با توجيه نمايش واقعيت، خود به يكي از پيش برندههاي اين سيكل تبديل نشود.يادمان باشد كه تلويزيون و سينما ميتوانند الگوي رفتاري ايجاد كنند. حتما تاثيرات ناشايست چند سريال مهران مديري را بر ادبيات شفاهي و واكنشهاي رفتاري/كلاميمردم (به ويژه كودكان و نوجوانان) يادتان هست. در برخورد با جزييات كنشهاي ميان زن و شوهر از يك سو و والدين و فرزندان از سوي ديگر، همين هشدارها برقرار است. روانشناسان معتقدند كه نمايش بحران گاه ميتواند مشوق و مسبب بحران شود. وقتي حرمتشكني در مجموعهها رواج يابد، تسري يافتن آن به ساير خانوادهها دور از انتظار نيست. الان كار به جايي رسيده كه ناسزاگويي و دشنام براي بامزهتر شدن قصهها مجوز كاربرد پيدا كرده، غافل از آنكه اين جواز به كل اجتماع داده ميشود. درست شبيه چند سالي كه (گمانم در دهه شصت) كتك زدن زن از سوي شوهر نمايش داده ميشد و به فراخور آن، آمار آسيبديدگيهاي همسران به علت كتك خوردن از شوهرانشان بالا رفته بود. اكنون بايد به اين جدل پرداخت كه تلويزيون تا چه حد موجب شيوع دشنامگويي و بيپروايي و حرمت ناشناسي در ميان خانوادهها شده است؟ و آيا سهلانديشي در اين زمينه، به سلامت رواني خانوادهها لطمه نميزند؟! مشاهده مطلب ارسال شده بعد
هنر، رسانه و سلامتآن روي طنزهاي تلويزيونياين روزها شاهد پخش دو مجموعه تلويزيوني بودهايم كه هر دو به كانون خانواده پرداختهاند. يكي «ترانه مادري» است كه ظاهرا تماشاگر بيشتري دارد و ديگري، «طلاق در وقت اضافه» كه ميكوشد با رويكرد طنز، به معضل ناامنيهاي عاطفي ميان زوجهاي زناشويي بپردازد. به همين بهانه ميتوان به همان مشكل/ مبحث اين سالها در مواجهه با خانواده رسيد. اينكه سيما تا چه حد به سلامت رواني خانواده و تبيين درست روابط حساس است؟محض نمونه به وفور ديدهايم كه فرزندان در برابر والدين خود سركشي ميكنند و خواست خود را به كرسي مينشانند و روابط بيمار ميان والدين و فرزندان در سيكل معيوب و فزايندهاي گرفتار آمده است. يا براي مثال وقتي در همين «طلاق در وقت اضافه» ميبينيم كه آقاي تيزرو با همسرش تا مرز زد و خورد مشاجره ميكنند و ميخواهند همديگر را از خانه بيرون بيندازند (با اين پيش فرض كه اغراق ميتواند مسبب خنده شود)، در آن روي سكه به همين رواننژندي خانوادگي دامن زدهايم. در «ترانه مادري» هم اندازه روابط و درگيريهاي ميان دو نسل، گاه تا حد معيوبي درهم ميريزد. اين قبول كه اوضاع اجتماعي/خانوادگي روز به روز پيچيدهتر ميشود و سامانه سلامت رواني رابطهها در معرض آسيبهاي بيشتري قرار ميگيرد، اما رسانه بايد مراقب باشد كه با توجيه نمايش واقعيت، خود به يكي از پيش برندههاي اين سيكل تبديل نشود.يادمان باشد كه تلويزيون و سينما ميتوانند الگوي رفتاري ايجاد كنند. حتما تاثيرات ناشايست چند سريال مهران مديري را بر ادبيات شفاهي و واكنشهاي رفتاري/كلاميمردم (به ويژه كودكان و نوجوانان) يادتان هست. در برخورد با جزييات كنشهاي ميان زن و شوهر از يك سو و والدين و فرزندان از سوي ديگر، همين هشدارها برقرار است. روانشناسان معتقدند كه نمايش بحران گاه ميتواند مشوق و مسبب بحران شود. وقتي حرمتشكني در مجموعهها رواج يابد، تسري يافتن آن به ساير خانوادهها دور از انتظار نيست. الان كار به جايي رسيده كه ناسزاگويي و دشنام براي بامزهتر شدن قصهها مجوز كاربرد پيدا كرده، غافل از آنكه اين جواز به كل اجتماع داده ميشود. درست شبيه چند سالي كه (گمانم در دهه شصت) كتك زدن زن از سوي شوهر نمايش داده ميشد و به فراخور آن، آمار آسيبديدگيهاي همسران به علت كتك خوردن از شوهرانشان بالا رفته بود. اكنون بايد به اين جدل پرداخت كه تلويزيون تا چه حد موجب شيوع دشنامگويي و بيپروايي و حرمت ناشناسي در ميان خانوادهها شده است؟ و آيا سهلانديشي در اين زمينه، به سلامت رواني خانوادهها لطمه نميزند؟! مشاهده مطلب ارسال شده بعد
محض نمونه به وفور ديدهايم كه فرزندان در برابر والدين خود سركشي ميكنند و خواست خود را به كرسي مينشانند و روابط بيمار ميان والدين و فرزندان در سيكل معيوب و فزايندهاي گرفتار آمده است. يا براي مثال وقتي در همين «طلاق در وقت اضافه» ميبينيم كه آقاي تيزرو با همسرش تا مرز زد و خورد مشاجره ميكنند و ميخواهند همديگر را از خانه بيرون بيندازند (با اين پيش فرض كه اغراق ميتواند مسبب خنده شود)، در آن روي سكه به همين رواننژندي خانوادگي دامن زدهايم. در «ترانه مادري» هم اندازه روابط و درگيريهاي ميان دو نسل، گاه تا حد معيوبي درهم ميريزد. اين قبول كه اوضاع اجتماعي/خانوادگي روز به روز پيچيدهتر ميشود و سامانه سلامت رواني رابطهها در معرض آسيبهاي بيشتري قرار ميگيرد، اما رسانه بايد مراقب باشد كه با توجيه نمايش واقعيت، خود به يكي از پيش برندههاي اين سيكل تبديل نشود.
يادمان باشد كه تلويزيون و سينما ميتوانند الگوي رفتاري ايجاد كنند. حتما تاثيرات ناشايست چند سريال مهران مديري را بر ادبيات شفاهي و واكنشهاي رفتاري/كلاميمردم (به ويژه كودكان و نوجوانان) يادتان هست. در برخورد با جزييات كنشهاي ميان زن و شوهر از يك سو و والدين و فرزندان از سوي ديگر، همين هشدارها برقرار است. روانشناسان معتقدند كه نمايش بحران گاه ميتواند مشوق و مسبب بحران شود. وقتي حرمتشكني در مجموعهها رواج يابد، تسري يافتن آن به ساير خانوادهها دور از انتظار نيست. الان كار به جايي رسيده كه ناسزاگويي و دشنام براي بامزهتر شدن قصهها مجوز كاربرد پيدا كرده، غافل از آنكه اين جواز به كل اجتماع داده ميشود. درست شبيه چند سالي كه (گمانم در دهه شصت) كتك زدن زن از سوي شوهر نمايش داده ميشد و به فراخور آن، آمار آسيبديدگيهاي همسران به علت كتك خوردن از شوهرانشان بالا رفته بود. اكنون بايد به اين جدل پرداخت كه تلويزيون تا چه حد موجب شيوع دشنامگويي و بيپروايي و حرمت ناشناسي در ميان خانوادهها شده است؟ و آيا سهلانديشي در اين زمينه، به سلامت رواني خانوادهها لطمه نميزند؟!
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب