نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :2/7/1387 12:49:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:1225 سرتيپ پاسدارنصرالله فتحيان - مسوول بهداري عملياتها - مسوول بهداشت و درمان نيروهاي مسلحکادر پزشکي در دوران دفاع مقدس رو سپيد بوددر دوراني جنگ به ايران تحميل شد که در تمام ابعاد ايران در عدم آمادگي به سر ميبرد. دشمن به اين مساله کاملا واقف بود: کشوري که به تازگي انقلاب کرده است، ارکان اصلي کشور در حال شکلگيري است و قاعدتاً يکي از ارکان کشور هم نيروهاي مسلح هستند. نيروهاي مسلح تقريبا سامانه فرماندهي به هم ريختهاي داشتند و علت آن وابستگي رؤساي آن به آمريکا و رژيم شاهنشاهي بود؛ به همين دليل سلسله مراتب در ارتش به هم ريخته بود. امام به تدبير خردمندانهاي ارتش را حفظ کرد که در واقع همين مساله نقطه چالش امام و گروههاي مختلف ضد انقلاب شد؛ امام موافق بودند و بخشي از شاگردان امام معتقد به حفظ و تقويت ارتش بودند. امام نميخواستند ارتش توسط کساني اداره شود که اعتقادي به انقلاب ندارند و به همين دليل شبکه فرماندهي ارتش تقريبا به هم ريخته بود. تجهيزاتي که در ارتش وجود داشت، عمدتا غربي و آمريکايي بود و اين در حالي بود که هزاران مستشار آمريکايي با انتشار انقلاب اسلامي از کشور فرار کرده بودند و ميتوانستند تجهيزات و امکانات نظامي ايران را پيشبيني کنند، ضمن اينکه کاربران اين تجهيزات نيز اغلب در کشور حضور نداشتند. در کل مسايل و مشکلات داخلي بسياري در اين خصوص شکل گرفته بود. ضد انقلابهايي در کردستان، سيستان و بلوچستان، گنبد و مشکلات داخلي در دانشگاههاي کشور و گرفتاريهاي بسياري در مراکز استانها به وجود آمد، به گونهاي که در کل، کشور در حالت ناآماده به سر ميبرد و ايران آمادگي دفاعي مناسبي نداشت. جنگ به شکل گسترده و همه جانبه به ايران تحميل شد. غربيها معتقد بودند که با حمله گسترده رژيم عراق، انقلاب اسلامي ايران تاب و توان ايستادگي را ندارد. البته در اين زمينه رژيم عراق هم پيشبينيهايي را داشت مبني بر اينکه در يکي دو روز اول خوزستان را از ايران جدا ميکند و با شکست انقلاب بخش عمدهاي از ذخاير نفتي ايران را تصاحب ميکند...وقتي جنگ را دشمن آغاز کرد، به خصوص در استانها و شهرهاي مرزي که مستقيما با جنگ درگير بودند، به دليل شرايط سختي که در اين استانها ايجاد شد، در مرحله اول کادر پزشکي بسيار ضعيف بود و بخش عمده کادر پزشکي را پزشکان هندي و پاکستاني تشکيل ميدادند. با توجه به شرايط سخت اين استانها، طبيعي بود که پزشکان خارجي به شهرهاي ديگر پناه ميبردند و يا حتي به کشورشان باز ميگشتند. کادر پزشکي ايران نيز به دليل درگيري خانوادههايشان با جنگ نتوانستند در اين استانها حاضر شوند و حضور پزشکان کشورمان نيز در روزهاي اول در شهرهاي مرزي کمرنگتر شد. به همين دليل در استان خوزستان که در واقع يکي از استانهاي مورد توجه دشمن بود، مراکز درماني عمده و بيمارستاني تقريبا تعطيل شد. البته در شهرهايي مانند آبادان و در بيمارستان طالقاني کادر پزشکان و پرستاران تا آخرين لحظه به کار درماني ميپرداختند، اما در کل واحدهاي بيمارستاني در استان خوزستان به کمبود کادر پزشکي مواجه شدند و يک مرتبه ما با مسايل بسياري روبهرو شديم.نيروهاي داوطلباولين کاري که به نظر ميرسيد براي تقويت اين کادر در استانهاي مرزي مناسب باشد، درخواست از کادر پزشکي داوطلب بود تا در جبهه و مناطق عملياتي حاضر شوند. به اين منظور تشکيلاتي در جبهه ساماندهي شد تا کادر پزشکي را جمع و جور کند. به اين منظور ستاد امداد و درمان مناطق جنگي تشکيل شد، اين ستاد يک ستاد هماهنگي ميان ارتش، جهاد، شبکه بهداشت و درمان استان و هلال احمر بود که مهمترين فعاليت اين ستاد، برآورده کردن نيازمنديهاي پزشکي از طريق مسوولان بهداريهاي سپاه و ارتش در مناطق عملياتي بود. فعاليت بعدي آن هم انعکاس اين نيازمنديها به تهران بود. اين فعاليتها انجام شد و به تدريج علاوه بر اين ستادها، ستادهاي پشتيباني امداد و درمانها در مراکز استانها تشکيل شد. در اين زمان نياز به تاسيس ستاد مرکزي در تهران احساس شد تا کار هماهنگي ستادهاي مختلف در استانهاي گوناگون را برعهده بگيرد. با تشکيل اين ستاد، معاون دفاعي نخست وزير -که در آن زمان اين سمت توسط سرلشگر فيروزآبادي اداره ميشد- مسوول ستاد مرکزي امداد و درمان شد. البته سرلشگر پزشک بود و پيش آن هم سابقه رياست هلال احمر را داشت، ضمن اينکه ميتوانست امور دفاعي جبهه را نيز کنترل کند. معاون نخست وزير، وزير بهداري، رييس هلال احمر، رييس بهداري سپاه، ارتش و بهداشت و درمان جهاد از مهمترين اعضاي ستاد مرکزي بودند.به اين ترتيب در استانهاي مختلف نيازهاي پزشکي به ستاد مرکزي انتقال داده ميشود، ستاد مرکزي نيز مشکلات را به ستادهاي زيرگروه ارجاع ميداد. گروه اول، گروه داوطلب بودند که به عنوان تيمهاي اضطراري لقب گرفتند. اين تيمها عمدتا از گروههاي جراحي تشکيل ميشدند؛ به اين گونه که معمولا جراح، بيهوشي، ارتوپد و حتي موردي جراح مغز و اعصاب در کنار تکنسين اتاق عمل در چنين گروههايي فعاليت ميکردند. تيمهاي اضطراري بنا به درخواست مناطق عملياتي به جبهه ميآمدند و معمولا زماني در جبهه حضور پيدا ميکردند که کمترين زمان تا آغاز عمليات باقي مانده بود. بخشي از تيمهاي اضطراري هم مستقيما در لشگرها و بيمارستانهاي صحرايي خط مقدم فعاليت ميکردند و انصافا نقش تعيين کنندهاي را ايفا ميکردند، چراکه هرچه پزشک به خط مقدم نزديکتر بود سريعتر ميتوانست فعاليتهاي درماني را آغاز کند. بخش ديگري از تيمهاي اضطراري را متخصصاني تشکيل ميدادند که در واحد درماني جنوب فعاليت ميکردند و با توجه به نياز به بيمارستانهاي صحرايي توزيع ميشدند. تقريبا در دوران دفاع مقدس در هيچ عمليات بزرگي از ثامنالائمه تا پايان جنگ در آفندها با مشکل پزشکي و تعداد پزشکان مواجه نبوديم و اين يکي از افتخارات جامعه پزشکي است. همين مساله موجب رضايت امام از کادر پزشکان بود. حتي در بيانيههايي که امام در زمان جنگ ميدادند از کادر پزشکي بسيار تجليل ميکردند. امام در بيانهاي دعا کردند براي پزشکان که خدايا به طبيبان، امدادگران و پرستاران که خانههاي امن خود را رها ميکنند و براي نجات جان مجروحان به جبهه ميشتابند، عزت دنيا و آخرت عنايت عطا فرما. در عمليات فتح المبين بيش از 15 اورژانس صحرايي در خط مقدم داشتيم. هر اورژانس صحرايي بين 15 تا 25 تخت اورژانس داشت و در هر تخت اورژانس نيز يک پرستار براي هر شيفت پيشبيني ميشد و براي هر سه تخت اوژانس نيز يک پزشک در نظر گرفته ميشد. با اين شرايط تقريبا 400 تخت اوژانس تنها براي يک عمليات پيشبيني ميگرديد و حداقل 100 پزشک براي يک شيفت و در کل 200 پزشک مورد نياز بود. بيش از 1000 پرستار و بهيار در اين اورژانسها قرار گرفتند. علاوه بر اين، عقبه هر سه يا چهار اورژانس يک بيمارستان صحرايي طراحي شده بود. تقريبا تمام تخصصات مورد نياز در چنين بيمارستاني حضور داشتند.امدادگراندر سالهاي اول که جبهه خيلي منظم و آراسته نبود، در بحث امدادگري نيز چندان نظم و انضباطي وجود نداشت، اما از سال دوم جنگ بهداشت و درمان توانست سامان بگيرد. نيمه دوم سال 1360 عمليات ثامنالائمه بود و از آن به بعد بحث امداد و درمان جنگ نيز سامان يافت. بيمارستانهاي صحرايي نيز عمدتا از امکانات و کانکسهاي بيمارستانهاي ارتش استفاده ميکرد و يا از ساختمانهاي باقي مانده و استحکاماتي که ايجاد ميشد، بيمارستان صحرايي را تشکيل ميداديم. تلاش بر اين ميشد که اتاق عمل کاملا استريل باشد، اما باقي امکانات کاملا صحرايي بود. به همين دليل يکي از موفقيتها و دستاوردهاي ما در دفاع مقدس شکستن رکورد تخليه بود. رکورد تخليه در دنيا را آمريکاييها داشتند. 45 دقيقه زمان انتقال مجروح از خط مقدم تا اتاق عمل در آن زمان توسط آمريکاييها برآورد شده بود که خود رکورد بسيار بالايي بود. ما توانستيم اين زمان را به 25 دقيقه برسانيم و اين يکي از موفقيتهاي ما محسوب ميشد.امروز در مقايسه با گذشتهامروز وضعيت ما چه از نظر کيفي و چه از نظر کميخيلي بهتر از روزهاي آخر جنگ است. در بخش نيروهاي مسلح در دوران دفاع مسلح در زمان دفاع مقدس اصلا دانشگاه علوم پزشکي نداشتيم. امروز دو دانشگاه علوم پزشکي نيروهاي مسلح را با نامهاي بقيهالله و دانشگاه علوم پزشکي ارتش به شکل فعال حضور دارند. امروز در دانشگاه علوم پزشکي بقيهالله که دانشگاه تازه تاسيسي است و کمتر از 14 سال از عمر آن ميگذرد، در 6 رشته دستيار تخصصي تربيت ميشود که اين واقعا موفقيت بزرگي است. اين دانشگاه امروز رتبه پنجم را در بين دانشگاههاي علوم پزشکي کشور کسب کرده؛ يعني بعد از دانشگاه علوم پزشکي تهران، شهيد بهشتي، اصفهان و شيراز قرار گرفته است. در 8 رشته مختلف اين دانشگاه هم آموزش در دورههاي PhD صورت ميگيرد.در حوزه درمان امروز ما اصلا به لحاظ کميت قابل مقايسه با زمان جنگ تحميلي نيستيم. در بخش پزشکي نيروهاي مسلح بيش از 1000 متخصص حضور دارد. در بخش پزشکي عمومي بيش از 3000 پزشک عموميداريم. در بخش پرستاري نيز پيشرفت بسياري داشتيم. در نيروهاي مسلح امروز ما تعداد زيادي کارشناس پرستار، کارشناس ارشد پرستاري و حتي دکتراي پرستاري داريم. به دليل اينکه دو دانشکده پرستاري در نيروهاي مسلح داريم. در حوزه درماني نيز بيمارستانهاي خوبي داريم. در کل بيمارستانهاي با گريد بالاي درماني امروز فعاليت ميکنند. تقريبا چند بيمارستان نيروهاي مسلح در شمار بيمارستانهاي درجه يک و عالي قرار دارد. از نظر طب رزم و آمادگيهاي دفاعي نيز امروز اصلا قابل مقايسه با گذشته نيستيم. نيروهاي مسلح امروز فلسفه اصلي نيروهاي مسلح طب رزم است. تقويت و توجه به طب رزم را در اولويت کارهاي خود قرار دادهاند، در زمينه انتقال زميني، هوايي و دريايي سرمايه گذاريهاي بسياري صورت گرفته است. در حوادث غير مترقبه جز اولين گروههايي بوديم که به کمک مردم رفتيم. در حادثه زلزله بم بخش درماني نيروهاي مسلح و به خصوص سپاه اولين گروهي بودند که به خدمت مردم شتافتند و توانستند به مردم کمک کنند. در بخش کشوري نيز توفيقات واقعا زياد است. ما با مشکلات و چالشهاي حوزه سلامت آشنا هستيم ولي پيشرفتها واقعا زياد بوده است. از نظر کميکادر پزشکي امروز داريم با روزهاي پايان جنگ واقعا متفاوت است و کادر پزشکي ما امروز تقريبا 5 برابر زمان جنگ تحميلي است؛ به عبارت ديگر، بيش از 500 درصد افزايش جمعيت کادر پزشکي. به لحاظ بيمارستان نيز امروز تعداد بيمارستانهاي کشورمان با زمان جنگ تحميلي قابل مقايسه نيست. با وجود اينکه امروز انتقادي بر شيوه عملکرد برخي از اين بيمارستانها وارد است اما تمام آنها داراي تيم پزشکي هستند و از امکانات پزشکي خوبي برخوردار هستند. امروز مشکل بيمارستانها امکانات نيست بلکه مديريت است. بهرهبرداري بهينه از بيمارستانها مهمترين مشکلي است که امروز با آنها مواجه هستيم. متاسفانه يکي از ايرادتي که به دانشگاههاي علوم پزشکي سراسري وارد ميباشد اين است که بعد از دوران دفاع مقدس به دليل حجم کارهاي درماني که در کشور نياز بود کمي توجه به بخش طب رزم و دستورالعملهايي در مورد زمان جنگ کمتر شد و حتي متاسفانه به فراموشي سپرده شد. بهترين پايان براي اين صحبتها نقل قولي است از مقام معظم رهبري در خصوص کادر پزشکي و نيروهاي امداد درمان دفاع مقدس در ديداري که حدود سه سال پيش با ايشان داشتيم. آيتالله خامنهاي در آن ديدار فرمودند: «کادر پزشکي در دوران دفاع مقدس رو سپيد بود» مشاهده مطلب ارسال شده بعد
سرتيپ پاسدارنصرالله فتحيان - مسوول بهداري عملياتها - مسوول بهداشت و درمان نيروهاي مسلحکادر پزشکي در دوران دفاع مقدس رو سپيد بوددر دوراني جنگ به ايران تحميل شد که در تمام ابعاد ايران در عدم آمادگي به سر ميبرد. دشمن به اين مساله کاملا واقف بود: کشوري که به تازگي انقلاب کرده است، ارکان اصلي کشور در حال شکلگيري است و قاعدتاً يکي از ارکان کشور هم نيروهاي مسلح هستند. نيروهاي مسلح تقريبا سامانه فرماندهي به هم ريختهاي داشتند و علت آن وابستگي رؤساي آن به آمريکا و رژيم شاهنشاهي بود؛ به همين دليل سلسله مراتب در ارتش به هم ريخته بود. امام به تدبير خردمندانهاي ارتش را حفظ کرد که در واقع همين مساله نقطه چالش امام و گروههاي مختلف ضد انقلاب شد؛ امام موافق بودند و بخشي از شاگردان امام معتقد به حفظ و تقويت ارتش بودند. امام نميخواستند ارتش توسط کساني اداره شود که اعتقادي به انقلاب ندارند و به همين دليل شبکه فرماندهي ارتش تقريبا به هم ريخته بود. تجهيزاتي که در ارتش وجود داشت، عمدتا غربي و آمريکايي بود و اين در حالي بود که هزاران مستشار آمريکايي با انتشار انقلاب اسلامي از کشور فرار کرده بودند و ميتوانستند تجهيزات و امکانات نظامي ايران را پيشبيني کنند، ضمن اينکه کاربران اين تجهيزات نيز اغلب در کشور حضور نداشتند. در کل مسايل و مشکلات داخلي بسياري در اين خصوص شکل گرفته بود. ضد انقلابهايي در کردستان، سيستان و بلوچستان، گنبد و مشکلات داخلي در دانشگاههاي کشور و گرفتاريهاي بسياري در مراکز استانها به وجود آمد، به گونهاي که در کل، کشور در حالت ناآماده به سر ميبرد و ايران آمادگي دفاعي مناسبي نداشت. جنگ به شکل گسترده و همه جانبه به ايران تحميل شد. غربيها معتقد بودند که با حمله گسترده رژيم عراق، انقلاب اسلامي ايران تاب و توان ايستادگي را ندارد. البته در اين زمينه رژيم عراق هم پيشبينيهايي را داشت مبني بر اينکه در يکي دو روز اول خوزستان را از ايران جدا ميکند و با شکست انقلاب بخش عمدهاي از ذخاير نفتي ايران را تصاحب ميکند...وقتي جنگ را دشمن آغاز کرد، به خصوص در استانها و شهرهاي مرزي که مستقيما با جنگ درگير بودند، به دليل شرايط سختي که در اين استانها ايجاد شد، در مرحله اول کادر پزشکي بسيار ضعيف بود و بخش عمده کادر پزشکي را پزشکان هندي و پاکستاني تشکيل ميدادند. با توجه به شرايط سخت اين استانها، طبيعي بود که پزشکان خارجي به شهرهاي ديگر پناه ميبردند و يا حتي به کشورشان باز ميگشتند. کادر پزشکي ايران نيز به دليل درگيري خانوادههايشان با جنگ نتوانستند در اين استانها حاضر شوند و حضور پزشکان کشورمان نيز در روزهاي اول در شهرهاي مرزي کمرنگتر شد. به همين دليل در استان خوزستان که در واقع يکي از استانهاي مورد توجه دشمن بود، مراکز درماني عمده و بيمارستاني تقريبا تعطيل شد. البته در شهرهايي مانند آبادان و در بيمارستان طالقاني کادر پزشکان و پرستاران تا آخرين لحظه به کار درماني ميپرداختند، اما در کل واحدهاي بيمارستاني در استان خوزستان به کمبود کادر پزشکي مواجه شدند و يک مرتبه ما با مسايل بسياري روبهرو شديم.نيروهاي داوطلباولين کاري که به نظر ميرسيد براي تقويت اين کادر در استانهاي مرزي مناسب باشد، درخواست از کادر پزشکي داوطلب بود تا در جبهه و مناطق عملياتي حاضر شوند. به اين منظور تشکيلاتي در جبهه ساماندهي شد تا کادر پزشکي را جمع و جور کند. به اين منظور ستاد امداد و درمان مناطق جنگي تشکيل شد، اين ستاد يک ستاد هماهنگي ميان ارتش، جهاد، شبکه بهداشت و درمان استان و هلال احمر بود که مهمترين فعاليت اين ستاد، برآورده کردن نيازمنديهاي پزشکي از طريق مسوولان بهداريهاي سپاه و ارتش در مناطق عملياتي بود. فعاليت بعدي آن هم انعکاس اين نيازمنديها به تهران بود. اين فعاليتها انجام شد و به تدريج علاوه بر اين ستادها، ستادهاي پشتيباني امداد و درمانها در مراکز استانها تشکيل شد. در اين زمان نياز به تاسيس ستاد مرکزي در تهران احساس شد تا کار هماهنگي ستادهاي مختلف در استانهاي گوناگون را برعهده بگيرد. با تشکيل اين ستاد، معاون دفاعي نخست وزير -که در آن زمان اين سمت توسط سرلشگر فيروزآبادي اداره ميشد- مسوول ستاد مرکزي امداد و درمان شد. البته سرلشگر پزشک بود و پيش آن هم سابقه رياست هلال احمر را داشت، ضمن اينکه ميتوانست امور دفاعي جبهه را نيز کنترل کند. معاون نخست وزير، وزير بهداري، رييس هلال احمر، رييس بهداري سپاه، ارتش و بهداشت و درمان جهاد از مهمترين اعضاي ستاد مرکزي بودند.به اين ترتيب در استانهاي مختلف نيازهاي پزشکي به ستاد مرکزي انتقال داده ميشود، ستاد مرکزي نيز مشکلات را به ستادهاي زيرگروه ارجاع ميداد. گروه اول، گروه داوطلب بودند که به عنوان تيمهاي اضطراري لقب گرفتند. اين تيمها عمدتا از گروههاي جراحي تشکيل ميشدند؛ به اين گونه که معمولا جراح، بيهوشي، ارتوپد و حتي موردي جراح مغز و اعصاب در کنار تکنسين اتاق عمل در چنين گروههايي فعاليت ميکردند. تيمهاي اضطراري بنا به درخواست مناطق عملياتي به جبهه ميآمدند و معمولا زماني در جبهه حضور پيدا ميکردند که کمترين زمان تا آغاز عمليات باقي مانده بود. بخشي از تيمهاي اضطراري هم مستقيما در لشگرها و بيمارستانهاي صحرايي خط مقدم فعاليت ميکردند و انصافا نقش تعيين کنندهاي را ايفا ميکردند، چراکه هرچه پزشک به خط مقدم نزديکتر بود سريعتر ميتوانست فعاليتهاي درماني را آغاز کند. بخش ديگري از تيمهاي اضطراري را متخصصاني تشکيل ميدادند که در واحد درماني جنوب فعاليت ميکردند و با توجه به نياز به بيمارستانهاي صحرايي توزيع ميشدند. تقريبا در دوران دفاع مقدس در هيچ عمليات بزرگي از ثامنالائمه تا پايان جنگ در آفندها با مشکل پزشکي و تعداد پزشکان مواجه نبوديم و اين يکي از افتخارات جامعه پزشکي است. همين مساله موجب رضايت امام از کادر پزشکان بود. حتي در بيانيههايي که امام در زمان جنگ ميدادند از کادر پزشکي بسيار تجليل ميکردند. امام در بيانهاي دعا کردند براي پزشکان که خدايا به طبيبان، امدادگران و پرستاران که خانههاي امن خود را رها ميکنند و براي نجات جان مجروحان به جبهه ميشتابند، عزت دنيا و آخرت عنايت عطا فرما. در عمليات فتح المبين بيش از 15 اورژانس صحرايي در خط مقدم داشتيم. هر اورژانس صحرايي بين 15 تا 25 تخت اورژانس داشت و در هر تخت اورژانس نيز يک پرستار براي هر شيفت پيشبيني ميشد و براي هر سه تخت اوژانس نيز يک پزشک در نظر گرفته ميشد. با اين شرايط تقريبا 400 تخت اوژانس تنها براي يک عمليات پيشبيني ميگرديد و حداقل 100 پزشک براي يک شيفت و در کل 200 پزشک مورد نياز بود. بيش از 1000 پرستار و بهيار در اين اورژانسها قرار گرفتند. علاوه بر اين، عقبه هر سه يا چهار اورژانس يک بيمارستان صحرايي طراحي شده بود. تقريبا تمام تخصصات مورد نياز در چنين بيمارستاني حضور داشتند.امدادگراندر سالهاي اول که جبهه خيلي منظم و آراسته نبود، در بحث امدادگري نيز چندان نظم و انضباطي وجود نداشت، اما از سال دوم جنگ بهداشت و درمان توانست سامان بگيرد. نيمه دوم سال 1360 عمليات ثامنالائمه بود و از آن به بعد بحث امداد و درمان جنگ نيز سامان يافت. بيمارستانهاي صحرايي نيز عمدتا از امکانات و کانکسهاي بيمارستانهاي ارتش استفاده ميکرد و يا از ساختمانهاي باقي مانده و استحکاماتي که ايجاد ميشد، بيمارستان صحرايي را تشکيل ميداديم. تلاش بر اين ميشد که اتاق عمل کاملا استريل باشد، اما باقي امکانات کاملا صحرايي بود. به همين دليل يکي از موفقيتها و دستاوردهاي ما در دفاع مقدس شکستن رکورد تخليه بود. رکورد تخليه در دنيا را آمريکاييها داشتند. 45 دقيقه زمان انتقال مجروح از خط مقدم تا اتاق عمل در آن زمان توسط آمريکاييها برآورد شده بود که خود رکورد بسيار بالايي بود. ما توانستيم اين زمان را به 25 دقيقه برسانيم و اين يکي از موفقيتهاي ما محسوب ميشد.امروز در مقايسه با گذشتهامروز وضعيت ما چه از نظر کيفي و چه از نظر کميخيلي بهتر از روزهاي آخر جنگ است. در بخش نيروهاي مسلح در دوران دفاع مسلح در زمان دفاع مقدس اصلا دانشگاه علوم پزشکي نداشتيم. امروز دو دانشگاه علوم پزشکي نيروهاي مسلح را با نامهاي بقيهالله و دانشگاه علوم پزشکي ارتش به شکل فعال حضور دارند. امروز در دانشگاه علوم پزشکي بقيهالله که دانشگاه تازه تاسيسي است و کمتر از 14 سال از عمر آن ميگذرد، در 6 رشته دستيار تخصصي تربيت ميشود که اين واقعا موفقيت بزرگي است. اين دانشگاه امروز رتبه پنجم را در بين دانشگاههاي علوم پزشکي کشور کسب کرده؛ يعني بعد از دانشگاه علوم پزشکي تهران، شهيد بهشتي، اصفهان و شيراز قرار گرفته است. در 8 رشته مختلف اين دانشگاه هم آموزش در دورههاي PhD صورت ميگيرد.در حوزه درمان امروز ما اصلا به لحاظ کميت قابل مقايسه با زمان جنگ تحميلي نيستيم. در بخش پزشکي نيروهاي مسلح بيش از 1000 متخصص حضور دارد. در بخش پزشکي عمومي بيش از 3000 پزشک عموميداريم. در بخش پرستاري نيز پيشرفت بسياري داشتيم. در نيروهاي مسلح امروز ما تعداد زيادي کارشناس پرستار، کارشناس ارشد پرستاري و حتي دکتراي پرستاري داريم. به دليل اينکه دو دانشکده پرستاري در نيروهاي مسلح داريم. در حوزه درماني نيز بيمارستانهاي خوبي داريم. در کل بيمارستانهاي با گريد بالاي درماني امروز فعاليت ميکنند. تقريبا چند بيمارستان نيروهاي مسلح در شمار بيمارستانهاي درجه يک و عالي قرار دارد. از نظر طب رزم و آمادگيهاي دفاعي نيز امروز اصلا قابل مقايسه با گذشته نيستيم. نيروهاي مسلح امروز فلسفه اصلي نيروهاي مسلح طب رزم است. تقويت و توجه به طب رزم را در اولويت کارهاي خود قرار دادهاند، در زمينه انتقال زميني، هوايي و دريايي سرمايه گذاريهاي بسياري صورت گرفته است. در حوادث غير مترقبه جز اولين گروههايي بوديم که به کمک مردم رفتيم. در حادثه زلزله بم بخش درماني نيروهاي مسلح و به خصوص سپاه اولين گروهي بودند که به خدمت مردم شتافتند و توانستند به مردم کمک کنند. در بخش کشوري نيز توفيقات واقعا زياد است. ما با مشکلات و چالشهاي حوزه سلامت آشنا هستيم ولي پيشرفتها واقعا زياد بوده است. از نظر کميکادر پزشکي امروز داريم با روزهاي پايان جنگ واقعا متفاوت است و کادر پزشکي ما امروز تقريبا 5 برابر زمان جنگ تحميلي است؛ به عبارت ديگر، بيش از 500 درصد افزايش جمعيت کادر پزشکي. به لحاظ بيمارستان نيز امروز تعداد بيمارستانهاي کشورمان با زمان جنگ تحميلي قابل مقايسه نيست. با وجود اينکه امروز انتقادي بر شيوه عملکرد برخي از اين بيمارستانها وارد است اما تمام آنها داراي تيم پزشکي هستند و از امکانات پزشکي خوبي برخوردار هستند. امروز مشکل بيمارستانها امکانات نيست بلکه مديريت است. بهرهبرداري بهينه از بيمارستانها مهمترين مشکلي است که امروز با آنها مواجه هستيم. متاسفانه يکي از ايرادتي که به دانشگاههاي علوم پزشکي سراسري وارد ميباشد اين است که بعد از دوران دفاع مقدس به دليل حجم کارهاي درماني که در کشور نياز بود کمي توجه به بخش طب رزم و دستورالعملهايي در مورد زمان جنگ کمتر شد و حتي متاسفانه به فراموشي سپرده شد. بهترين پايان براي اين صحبتها نقل قولي است از مقام معظم رهبري در خصوص کادر پزشکي و نيروهاي امداد درمان دفاع مقدس در ديداري که حدود سه سال پيش با ايشان داشتيم. آيتالله خامنهاي در آن ديدار فرمودند: «کادر پزشکي در دوران دفاع مقدس رو سپيد بود» مشاهده مطلب ارسال شده بعد
وقتي جنگ را دشمن آغاز کرد، به خصوص در استانها و شهرهاي مرزي که مستقيما با جنگ درگير بودند، به دليل شرايط سختي که در اين استانها ايجاد شد، در مرحله اول کادر پزشکي بسيار ضعيف بود و بخش عمده کادر پزشکي را پزشکان هندي و پاکستاني تشکيل ميدادند. با توجه به شرايط سخت اين استانها، طبيعي بود که پزشکان خارجي به شهرهاي ديگر پناه ميبردند و يا حتي به کشورشان باز ميگشتند. کادر پزشکي ايران نيز به دليل درگيري خانوادههايشان با جنگ نتوانستند در اين استانها حاضر شوند و حضور پزشکان کشورمان نيز در روزهاي اول در شهرهاي مرزي کمرنگتر شد. به همين دليل در استان خوزستان که در واقع يکي از استانهاي مورد توجه دشمن بود، مراکز درماني عمده و بيمارستاني تقريبا تعطيل شد. البته در شهرهايي مانند آبادان و در بيمارستان طالقاني کادر پزشکان و پرستاران تا آخرين لحظه به کار درماني ميپرداختند، اما در کل واحدهاي بيمارستاني در استان خوزستان به کمبود کادر پزشکي مواجه شدند و يک مرتبه ما با مسايل بسياري روبهرو شديم.
نيروهاي داوطلب
اولين کاري که به نظر ميرسيد براي تقويت اين کادر در استانهاي مرزي مناسب باشد، درخواست از کادر پزشکي داوطلب بود تا در جبهه و مناطق عملياتي حاضر شوند. به اين منظور تشکيلاتي در جبهه ساماندهي شد تا کادر پزشکي را جمع و جور کند. به اين منظور ستاد امداد و درمان مناطق جنگي تشکيل شد، اين ستاد يک ستاد هماهنگي ميان ارتش، جهاد، شبکه بهداشت و درمان استان و هلال احمر بود که مهمترين فعاليت اين ستاد، برآورده کردن نيازمنديهاي پزشکي از طريق مسوولان بهداريهاي سپاه و ارتش در مناطق عملياتي بود. فعاليت بعدي آن هم انعکاس اين نيازمنديها به تهران بود. اين فعاليتها انجام شد و به تدريج علاوه بر اين ستادها، ستادهاي پشتيباني امداد و درمانها در مراکز استانها تشکيل شد. در اين زمان نياز به تاسيس ستاد مرکزي در تهران احساس شد تا کار هماهنگي ستادهاي مختلف در استانهاي گوناگون را برعهده بگيرد. با تشکيل اين ستاد، معاون دفاعي نخست وزير -که در آن زمان اين سمت توسط سرلشگر فيروزآبادي اداره ميشد- مسوول ستاد مرکزي امداد و درمان شد. البته سرلشگر پزشک بود و پيش آن هم سابقه رياست هلال احمر را داشت، ضمن اينکه ميتوانست امور دفاعي جبهه را نيز کنترل کند. معاون نخست وزير، وزير بهداري، رييس هلال احمر، رييس بهداري سپاه، ارتش و بهداشت و درمان جهاد از مهمترين اعضاي ستاد مرکزي بودند.به اين ترتيب در استانهاي مختلف نيازهاي پزشکي به ستاد مرکزي انتقال داده ميشود، ستاد مرکزي نيز مشکلات را به ستادهاي زيرگروه ارجاع ميداد. گروه اول، گروه داوطلب بودند که به عنوان تيمهاي اضطراري لقب گرفتند. اين تيمها عمدتا از گروههاي جراحي تشکيل ميشدند؛ به اين گونه که معمولا جراح، بيهوشي، ارتوپد و حتي موردي جراح مغز و اعصاب در کنار تکنسين اتاق عمل در چنين گروههايي فعاليت ميکردند. تيمهاي اضطراري بنا به درخواست مناطق عملياتي به جبهه ميآمدند و معمولا زماني در جبهه حضور پيدا ميکردند که کمترين زمان تا آغاز عمليات باقي مانده بود. بخشي از تيمهاي اضطراري هم مستقيما در لشگرها و بيمارستانهاي صحرايي خط مقدم فعاليت ميکردند و انصافا نقش تعيين کنندهاي را ايفا ميکردند، چراکه هرچه پزشک به خط مقدم نزديکتر بود سريعتر ميتوانست فعاليتهاي درماني را آغاز کند. بخش ديگري از تيمهاي اضطراري را متخصصاني تشکيل ميدادند که در واحد درماني جنوب فعاليت ميکردند و با توجه به نياز به بيمارستانهاي صحرايي توزيع ميشدند. تقريبا در دوران دفاع مقدس در هيچ عمليات بزرگي از ثامنالائمه تا پايان جنگ در آفندها با مشکل پزشکي و تعداد پزشکان مواجه نبوديم و اين يکي از افتخارات جامعه پزشکي است. همين مساله موجب رضايت امام از کادر پزشکان بود. حتي در بيانيههايي که امام در زمان جنگ ميدادند از کادر پزشکي بسيار تجليل ميکردند. امام در بيانهاي دعا کردند براي پزشکان که خدايا به طبيبان، امدادگران و پرستاران که خانههاي امن خود را رها ميکنند و براي نجات جان مجروحان به جبهه ميشتابند، عزت دنيا و آخرت عنايت عطا فرما. در عمليات فتح المبين بيش از 15 اورژانس صحرايي در خط مقدم داشتيم. هر اورژانس صحرايي بين 15 تا 25 تخت اورژانس داشت و در هر تخت اورژانس نيز يک پرستار براي هر شيفت پيشبيني ميشد و براي هر سه تخت اوژانس نيز يک پزشک در نظر گرفته ميشد. با اين شرايط تقريبا 400 تخت اوژانس تنها براي يک عمليات پيشبيني ميگرديد و حداقل 100 پزشک براي يک شيفت و در کل 200 پزشک مورد نياز بود. بيش از 1000 پرستار و بهيار در اين اورژانسها قرار گرفتند. علاوه بر اين، عقبه هر سه يا چهار اورژانس يک بيمارستان صحرايي طراحي شده بود. تقريبا تمام تخصصات مورد نياز در چنين بيمارستاني حضور داشتند.
به اين ترتيب در استانهاي مختلف نيازهاي پزشکي به ستاد مرکزي انتقال داده ميشود، ستاد مرکزي نيز مشکلات را به ستادهاي زيرگروه ارجاع ميداد. گروه اول، گروه داوطلب بودند که به عنوان تيمهاي اضطراري لقب گرفتند. اين تيمها عمدتا از گروههاي جراحي تشکيل ميشدند؛ به اين گونه که معمولا جراح، بيهوشي، ارتوپد و حتي موردي جراح مغز و اعصاب در کنار تکنسين اتاق عمل در چنين گروههايي فعاليت ميکردند. تيمهاي اضطراري بنا به درخواست مناطق عملياتي به جبهه ميآمدند و معمولا زماني در جبهه حضور پيدا ميکردند که کمترين زمان تا آغاز عمليات باقي مانده بود. بخشي از تيمهاي اضطراري هم مستقيما در لشگرها و بيمارستانهاي صحرايي خط مقدم فعاليت ميکردند و انصافا نقش تعيين کنندهاي را ايفا ميکردند، چراکه هرچه پزشک به خط مقدم نزديکتر بود سريعتر ميتوانست فعاليتهاي درماني را آغاز کند. بخش ديگري از تيمهاي اضطراري را متخصصاني تشکيل ميدادند که در واحد درماني جنوب فعاليت ميکردند و با توجه به نياز به بيمارستانهاي صحرايي توزيع ميشدند. تقريبا در دوران دفاع مقدس در هيچ عمليات بزرگي از ثامنالائمه تا پايان جنگ در آفندها با مشکل پزشکي و تعداد پزشکان مواجه نبوديم و اين يکي از افتخارات جامعه پزشکي است. همين مساله موجب رضايت امام از کادر پزشکان بود. حتي در بيانيههايي که امام در زمان جنگ ميدادند از کادر پزشکي بسيار تجليل ميکردند. امام در بيانهاي دعا کردند براي پزشکان که خدايا به طبيبان، امدادگران و پرستاران که خانههاي امن خود را رها ميکنند و براي نجات جان مجروحان به جبهه ميشتابند، عزت دنيا و آخرت عنايت عطا فرما. در عمليات فتح المبين بيش از 15 اورژانس صحرايي در خط مقدم داشتيم. هر اورژانس صحرايي بين 15 تا 25 تخت اورژانس داشت و در هر تخت اورژانس نيز يک پرستار براي هر شيفت پيشبيني ميشد و براي هر سه تخت اوژانس نيز يک پزشک در نظر گرفته ميشد. با اين شرايط تقريبا 400 تخت اوژانس تنها براي يک عمليات پيشبيني ميگرديد و حداقل 100 پزشک براي يک شيفت و در کل 200 پزشک مورد نياز بود. بيش از 1000 پرستار و بهيار در اين اورژانسها قرار گرفتند. علاوه بر اين، عقبه هر سه يا چهار اورژانس يک بيمارستان صحرايي طراحي شده بود. تقريبا تمام تخصصات مورد نياز در چنين بيمارستاني حضور داشتند.
امدادگران
در سالهاي اول که جبهه خيلي منظم و آراسته نبود، در بحث امدادگري نيز چندان نظم و انضباطي وجود نداشت، اما از سال دوم جنگ بهداشت و درمان توانست سامان بگيرد. نيمه دوم سال 1360 عمليات ثامنالائمه بود و از آن به بعد بحث امداد و درمان جنگ نيز سامان يافت. بيمارستانهاي صحرايي نيز عمدتا از امکانات و کانکسهاي بيمارستانهاي ارتش استفاده ميکرد و يا از ساختمانهاي باقي مانده و استحکاماتي که ايجاد ميشد، بيمارستان صحرايي را تشکيل ميداديم. تلاش بر اين ميشد که اتاق عمل کاملا استريل باشد، اما باقي امکانات کاملا صحرايي بود. به همين دليل يکي از موفقيتها و دستاوردهاي ما در دفاع مقدس شکستن رکورد تخليه بود. رکورد تخليه در دنيا را آمريکاييها داشتند. 45 دقيقه زمان انتقال مجروح از خط مقدم تا اتاق عمل در آن زمان توسط آمريکاييها برآورد شده بود که خود رکورد بسيار بالايي بود. ما توانستيم اين زمان را به 25 دقيقه برسانيم و اين يکي از موفقيتهاي ما محسوب ميشد.
امروز در مقايسه با گذشته
امروز وضعيت ما چه از نظر کيفي و چه از نظر کميخيلي بهتر از روزهاي آخر جنگ است. در بخش نيروهاي مسلح در دوران دفاع مسلح در زمان دفاع مقدس اصلا دانشگاه علوم پزشکي نداشتيم. امروز دو دانشگاه علوم پزشکي نيروهاي مسلح را با نامهاي بقيهالله و دانشگاه علوم پزشکي ارتش به شکل فعال حضور دارند. امروز در دانشگاه علوم پزشکي بقيهالله که دانشگاه تازه تاسيسي است و کمتر از 14 سال از عمر آن ميگذرد، در 6 رشته دستيار تخصصي تربيت ميشود که اين واقعا موفقيت بزرگي است. اين دانشگاه امروز رتبه پنجم را در بين دانشگاههاي علوم پزشکي کشور کسب کرده؛ يعني بعد از دانشگاه علوم پزشکي تهران، شهيد بهشتي، اصفهان و شيراز قرار گرفته است. در 8 رشته مختلف اين دانشگاه هم آموزش در دورههاي PhD صورت ميگيرد.در حوزه درمان امروز ما اصلا به لحاظ کميت قابل مقايسه با زمان جنگ تحميلي نيستيم.
در بخش پزشکي نيروهاي مسلح بيش از 1000 متخصص حضور دارد. در بخش پزشکي عمومي بيش از 3000 پزشک عموميداريم. در بخش پرستاري نيز پيشرفت بسياري داشتيم. در نيروهاي مسلح امروز ما تعداد زيادي کارشناس پرستار، کارشناس ارشد پرستاري و حتي دکتراي پرستاري داريم. به دليل اينکه دو دانشکده پرستاري در نيروهاي مسلح داريم. در حوزه درماني نيز بيمارستانهاي خوبي داريم. در کل بيمارستانهاي با گريد بالاي درماني امروز فعاليت ميکنند. تقريبا چند بيمارستان نيروهاي مسلح در شمار بيمارستانهاي درجه يک و عالي قرار دارد.
از نظر طب رزم و آمادگيهاي دفاعي نيز امروز اصلا قابل مقايسه با گذشته نيستيم. نيروهاي مسلح امروز فلسفه اصلي نيروهاي مسلح طب رزم است. تقويت و توجه به طب رزم را در اولويت کارهاي خود قرار دادهاند، در زمينه انتقال زميني، هوايي و دريايي سرمايه گذاريهاي بسياري صورت گرفته است. در حوادث غير مترقبه جز اولين گروههايي بوديم که به کمک مردم رفتيم. در حادثه زلزله بم بخش درماني نيروهاي مسلح و به خصوص سپاه اولين گروهي بودند که به خدمت مردم شتافتند و توانستند به مردم کمک کنند. در بخش کشوري نيز توفيقات واقعا زياد است. ما با مشکلات و چالشهاي حوزه سلامت آشنا هستيم ولي پيشرفتها واقعا زياد بوده است. از نظر کميکادر پزشکي امروز داريم با روزهاي پايان جنگ واقعا متفاوت است و کادر پزشکي ما امروز تقريبا 5 برابر زمان جنگ تحميلي است؛ به عبارت ديگر، بيش از 500 درصد افزايش جمعيت کادر پزشکي. به لحاظ بيمارستان نيز امروز تعداد بيمارستانهاي کشورمان با زمان جنگ تحميلي قابل مقايسه نيست. با وجود اينکه امروز انتقادي بر شيوه عملکرد برخي از اين بيمارستانها وارد است اما تمام آنها داراي تيم پزشکي هستند و از امکانات پزشکي خوبي برخوردار هستند.
امروز مشکل بيمارستانها امکانات نيست بلکه مديريت است. بهرهبرداري بهينه از بيمارستانها مهمترين مشکلي است که امروز با آنها مواجه هستيم. متاسفانه يکي از ايرادتي که به دانشگاههاي علوم پزشکي سراسري وارد ميباشد اين است که بعد از دوران دفاع مقدس به دليل حجم کارهاي درماني که در کشور نياز بود کمي توجه به بخش طب رزم و دستورالعملهايي در مورد زمان جنگ کمتر شد و حتي متاسفانه به فراموشي سپرده شد.
بهترين پايان براي اين صحبتها نقل قولي است از مقام معظم رهبري در خصوص کادر پزشکي و نيروهاي امداد درمان دفاع مقدس در ديداري که حدود سه سال پيش با ايشان داشتيم. آيتالله خامنهاي در آن ديدار فرمودند: «کادر پزشکي در دوران دفاع مقدس رو سپيد بود» مشاهده مطلب ارسال شده بعد
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب