سال 4 | شماره 190 | سه شنبه 21  بهمن  1388 | 12 صفحه

 

نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :4/10/1387      11:47:0      تعداد بازديد كنندگان مطلب:704



دندان کاغذي - دکتر سيامک شايان
ديدار با آقاي MTA


بوچر، مک‌کراکن، بيشارا، نويل، پترسون و... ترابي‌نژاد. ميان انبوه نام مولفان کتاب‌هاي مرجع دندانپزشکي فقط نام يک ايراني وجود دارد؛ پروفسور محمود ترابي‌نژاد. و حالا اين نام روي پارچه‌اي در بالاي در ورودي تالار اجتماعات دانشکده‌مان نشسته بود، ميان يک عبارت خوشامدگويي ساده و کوتاه. همه مي‌آمدند و از جلوي پرده مي‌گذشتند، بي‌آنکه نگاهي به متن روي آن بيندازند. شايد هم مي‌ديدند و آمدن و نيامدن مردي که حضور غيرمنتظره‌اش را به دانشکده دندانپزشکي‌مان خوشامد گفته بودند براي آنها هيچ فرقي نمي‌کرد. همه چيز آن روز دانشکده عين روزهاي پيشين بود. اتفاق به ساده‌ترين شکل ممکن افتاد. بي‌آنکه براي ورود مشهورترين دندانپزشک ايراني تشريفات خاصي پيش‌بيني شود...

دکتر ترابي‌نژاد، يک روز ظهر، بي‌سر و صدا به دانشکده‌مان آمد، به تالار اجتماعات رفت و براي دانشجويان مشتاقي که تا آن روز هيچ‌يک از مولفان کتاب‌هاي مرجع‌شان را نديده بودند سخنراني کرد. بي‌آنکه حتي جمع اساتيد بخش اندودنتيکس در جلسه سخنراني‌اش کامل باشد. هربار که کتاب اصول و درمان‌هاي اندودنتيکس را دست مي‌گرفتم، حس مطبوعي به من دست مي‌داد؛ اينکه نام يک هم‌وطن، به‌عنوان مولف روي کتاب مرجع درسي‌مان حک شده، کتابي که در حدود چهل دانشکده دندانپزشکي به عنوان کتاب مرجع علم اندودنتيکس تدريس مي‌شود. اينکه رييس آكادمي اندودنتيكس كاليفرنياي جنوبي و رييس بخش تخصصي اندودنتيكس انجمن اندودنتيكس آمريكا بوده و از ماده ساخته او با نام MTA، تا حد يک معجزه در علم دندان‌پزشکي ياد مي‌شود. اما هيچ‌گاه تصور نمي‌کردم ترابي‌نژاد، مرد شصت و چند ساله‌ ايراني را ملاقات کنم. بي‌هيچ تشريفاتي پشت تريبون رفت و خيلي صميمانه سخنراني‌اش را آغاز کرد. معرفي MTAD، يک ماده جديد که براي شستشوي داخل كانال‌هاي دندان از مواد عفوني و زايد استفاده مي‌شود و به پيشرفت پيش آگهي درمان كمك مي‌كند. سخنراني‌اش بيشتر از نيم‌ساعت طول نکشيد و چون به ساعت شروع کار بخش‌هاي دانشکده نزديک شده بوديم آن را خلاصه کرد. تشويق شد و پايين آمد.

دو ساعت بعد او در فرودگاه بود. همراه زنش و يک چمدان کوچک سياه‌رنگ. به نيت گرفتن يک مصاحبه خودم را به انجام رسانده بودم. انتظار نداشتم از جمع تمام اساتيد دانشکده تنها دو نفر براي بدرقه او آمده باشند. گويا ساير اساتيد بزرگوار حضور در مطب و خدمت‌گذاري به بيمارانشان را به بدرقه يکي از بزرگ‌ترين مردان علمي ايران ترجيح داده بودند. تا زمان پروازش چيزي نمانده بود. مصاحبه مکتوب را به پرسيدن سوال‌هاي شفاهي ترجيح مي‌داد. با عجله چند سوال روي يک برگه نوشتم. وعده کرد که پاسخ آنها را خواهد داد. لبخند زد و براي جمع سه نفره بدرقه‌کننده‌اش دست تکان داد و رفت.

مشاهده مطلب ارسال شده بعد



 

بیشتر بخوانید...

  امکانات مطالب
نسخه PDF ◊
مشاهده نسخه چاپي ◊
دريافت فايل مطلب (Rtf Format) ◊
مشاهده نسخه XML ◊
ارسال اين مطلب به ديگران ◊
بازگشت ◊

  فهرست مطالب مرتبط

  نظر شما درباره اين مطلب
 
 

 




 

امتياز شما به تحلیل اين مطلب


نظرات دیگران در مورد این مطلب

صفحه اصلی
  • سرمقاله
  • پزشکي و جامعه
  • سياست سلامت
  • پشت پرده
  • يک هفته با رسانه ها
  • داروخانه
  • تجهيزات پزشکي
  • روزنه
  • پاويون
  • جهان پزشکي
  • صفحه آخر

  • آرشیو
  • جستجوی پيشرفته
  • عضویت در سایت
  • فهرست مطالب
  • ارسال خبر
  • لینک های مفید
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • RSS


1387 © کليه حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به موسسه فرهنگی ابن سينای بزرگ بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است | نگارش: نرم افزار تحريريه الکترونيک - نسخه5