سال 4 | شماره 190 | سه شنبه 21  بهمن  1388 | 12 صفحه

 

نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :24/4/1388      10:48:0      تعداد بازديد كنندگان مطلب:803



دندان کاغذي - دکتر سيامک شايان‌امين
يک عاشقانه‌ ناآرام


تو هيچ سفري پيش‌رو نداري، اتفاق خوبي در انتظار تو نيست، گمشده‌اي نداري که پيدايش کني، محکومي به ماندن و تنهايي. اين تقدير محتوم تو است که سال‌هاست به آن تن داده‌اي، اما حالا روي به روي تو دختري روي يونيت دندانپزشکي نشسته که احساس مي‌کني تمام معادلات تنيده در تقديرات را دگرگون خواهد کرد. اين را از همان نگاه اول فهميدي، همان وقتي که شيره گرم حيات در درونت جوشيد و وجودت، مثل خاک خشکيده‌اي که جاري شدن آب را بر تن‌اش حس کند، جان دوباره‌اي گرفت. دخترک وقتي وارد اتاق شد، مستقيم در چشمان شما لبخند زد و سلام کرد. خواستيد جواب سلامش را با لبخند بدهيد، اما زبان به کف دهانتان چسبيده بود. در نهايت چيزي که از دهان شما بيرون آمد، مجموعه‌اي از هجاهاي نامفهومي بود که کوچک‌ترين شباهتي به سلام نداشت...

پرستار، دخترک را به سمت يونيت معاينه راهنمايي کرد و تو مدهوش کرشمه حرکاتش تا مدت‌ها بر جاي ماندي. پيش از آنکه خود را بر سر دو راهي انتخاب حس کنيد، تصميم‌تان را گرفته بوديد: «بايد به او پيشنهاد ازدواج بدهم.» پس مصمم، گام برداشتيد و به سمت او رفتيد، اما تنها يک نگاه او کافي بود تا تمام اعتماد به نفس‌تان نقش بر آب شود. به من و من افتاديد و دخترک نيز، گويي متوجه دستپاچگي شما شده باشد، لبخند کمرنگي زد و شروع کرد به شرح مشکلات دنداني‌اش. حالا او رو به روي شما نشسته و شما بي‌پناه‌تر از هر زماني، در برابر او به دنبال کلمه‌ها مي‌گرديد. کلمه‌هايي که بتواند در کوتاه‌ترين جملات، احساس دروني شما را براي او ترسيم کند، اما زباني که در تمام ساعات بيداري شما، بي‌وقفه در دهان مي‌چرخد، حالا کرخت و بي‌حرکت به کف دهان شما چسبيده و تکان از تکان نمي‌خورد. بيشتر از آنکه ترديد «چه گفتن» داشته باشيد، در «چگونه گفتن» احساس‌تان درمانده‌ايد. خودتان را جاي او مي گذاريد تا قضاوت کنيد اگر دندانپزشک جواني که براي ترميم دندان‌تان به سراغ او رفته‌ايد، در اولين ملاقات، بي‌بهانه از شما خواستگاري کند، چه پاسخي به او خواهيد داد؟ اما مگر براي ملاقات دختر جواني که به زحمت در ميان دندان‌هايش، يک پوسيدگي کوچک يافت نمي‌شود، چه قدر فرصت داريد؟ در ترديد ميان گفتن و نگفتن، به صحبت‌هاي او درباره حساسيت‌هاي گاه به گاه دندان‌ها حين جويدن و نوشيدن و خنديدن، گوش مي‌دهيد و نااميدانه به دنبال حفره‌اي ميان دندان‌ها مي‌گرديد که نشانه‌اي باشند از پوسيدگي و بهانه‌اي براي ملاقات‌هاي بعدي، اما هيچ چيزي يافت نمي‌شود و احساس مي‌کنيد ستاره اقبال‌تان به همان سرعتي که درخشيدن گرفت، ناگهان خاموش مي‌شود. دخترک دوباره از شما تشکر مي‌کند و آخرين تصويري که سعي مي‌کنيد از او در ذهن خودتان ثبت کنيد، لبخند محوي است ميان لب‌هاي صورتي. از روي يونيت بلند مي‌شود و از اتاق بيرون مي‌رود.

مشاهده مطلب ارسال شده بعد



 

بیشتر بخوانید...

  امکانات مطالب
نسخه PDF ◊
مشاهده نسخه چاپي ◊
دريافت فايل مطلب (Rtf Format) ◊
مشاهده نسخه XML ◊
ارسال اين مطلب به ديگران ◊
بازگشت ◊

  فهرست مطالب مرتبط

  نظر شما درباره اين مطلب
 
 

 




 

امتياز شما به تحلیل اين مطلب


نظرات دیگران در مورد این مطلب

صفحه اصلی
  • سرمقاله
  • پزشکي و جامعه
  • سياست سلامت
  • پشت پرده
  • يک هفته با رسانه ها
  • داروخانه
  • تجهيزات پزشکي
  • روزنه
  • پاويون
  • جهان پزشکي
  • صفحه آخر

  • آرشیو
  • جستجوی پيشرفته
  • عضویت در سایت
  • فهرست مطالب
  • ارسال خبر
  • لینک های مفید
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • RSS


1387 © کليه حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به موسسه فرهنگی ابن سينای بزرگ بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است | نگارش: نرم افزار تحريريه الکترونيک - نسخه5