نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :19/5/1388 13:34:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:263 مروري بر سابقه داروسازي در ايران - دکتر احمد شيباني/ رييس هيات مديره سنديکاي صاحبان صنايع داروهاي انسانيتحولي در عرصه صنعت داروسازي و خدمات داروييامروز مرد جواني با داشتن چند بليستر داروي مصرف شده، هراسان به داروخانه آمد و از يکي از پرسنل داروخانه سوالي پرسيد که با راهنمايي به من ارجاع شد. سوال اين بود: «آيا مصرف اين تعداد داروها ميتواند باعث مرگ کسي شود؟» مشخص بود که خود يا کسي از نزديکانش به قصد خودکشي اين تعداد دارو را مصرف کرده... سوال اولي که پرسيدم اين بود: - کي؟ - دختري بيست و چند ساله! - براي خودکشي؟ - بله! - چند دقيقه قبل مصرف کرده؟ - حدود بيست دقيقه تا نيم ساعت پيش! نگاهي به داروها انداختم. يک بليسترهيدروکسيزين25، يک بليستر دايمتيکون و يک بليستر هم ديسيکلومين که از هر کدام چند تا باقي مانده بود.خوب اندکي خيالم راحت شد. سوال بعدي: - مطمئني همينها بوده؟ داروي ديگهاي نبوده؟ معلوم شد چند تا کپسول آموکسي هم ميل شده - تعداد همينها بوده؟ بيشتر مصرف نکرده؟ جواب منفي بود. - الان وضعيتش چهطوره؟- اندکي خوابآلوده! خوب خوشبختانه اين بيمار بلد نبوده خودکشي کنه يا فقط خواسته تظاهر کنه!اولين نکتهاي که تذکر دادم، اين بود که اين خانم حتما بايد مشاوره روانپزشکي بدهند، چون اقدام به خودکشي کرده حالا با هر توجيهي، سعي کردم بيمار رو به لزوم انجام اين کار آگاه کنم. مهمترين دارو در بين اين داروها ظاهرا «هيدروکسيزين» است که مصرف اين تعداد، مشکلي جز خواب و کاهش سطح هوشياري به همراه ندارد، ضمن اينکه مصرف توام يک آنتيکولينرژيک علاوه بر تشديد آن با کند کردن حرکات گوارشي فرصت جذب را هم بيشتر ميکند. در مسموميتها، 3 کار ساده بايد انجام داد. درصورتي که زمان زيادي از مصرف دارو نگذشته باشد يا تعداد زيادي دارو خورده شده باشد، همينطور استفراغ باعث آسپيراسيون نشود و بيمار هوشيار باشد، بيمار را وادار به استفراغ ميکنيم و از يک داروي جاذب مثل زغال فعال که در داروخانه موجود است، به همراه يک ملين براي کاهش جذب و افزايش دفع استفاده ميکنيم. توصيه کردم چند عدد زغال فعال به همراه چند ساشه پودر سوربيتول با مقادير زيادي آب ولرم استفاده نمايد.غير از اينها از همراه خواستم بيمار را به حد کافي از داروهايي که مصرف کرده، بترساند! تا اگر دفعه بعد فکر شيرينکاري به سرش زد، حداکثر دوز را دو برابر کند، نه چندين و چند برابر! خواستم تا داروهاي خطرناک قلبي و اعصاب را دور از دسترس ايشان قرار دهند و دوباره تاکيد به مراجعه به روانپزشک براي پيگيري مساله روحي ايشان کردم.بعد از رفتن بيمار، با خودم فکر کردم چرا آب ولرم؟ من معمولا براي کمک به خاصيت مليني داروها توصيه ميکنم آنها را با آب ولرم مصرف کنند. اما آيا اين کار باعث افرايش حلاليت و آزادسازي دارو و افزايش خطر جذب و مسموميت نميشود؟بعد تقريبا مطمئن بودم اگه واقعا همين مقدار دارو مصرف شده باشه، بيمار نيازي به شستشوي معده ندارد، اما اگر به بيمار توصيه ميکردم بيمار را به بيمارستان ببرد، از يک طرف امکان کنترل بيشتري بود، از طرفي اين خانم که احتمالا جلب توجه برايش مهم بوده و کشيده شدن کارش به بيمارستان و تشکيل پرونده احتمالا اثر بهتري در عدم تکرار اقدام به خودکشي در آينده داشت؟ در واقع اگه کسي اين کار رو انجام بده و فيدبک ريلکسي داشته باشه، دفعه بعد شايد اقدام شديدتري انجام بده.يه نکته خيلي مهم هم که بهش توجه نکرده بودم، اين بود که شايد اصلا اون خانم در مورد داروهايي که مصرف کرده به اين آقا راستشو نگفته باشه يا اصلا به اين فرد اطلاعات کافي نداده باشه.معقولش اين بود که حتما به بيمارستان ارجاع ميدادم و بيخودي هم نگرانيزدايي نميکردم. مطمئنا در بيمارستان رسيدگي بهتري ميشد. شرححال دقيقتري گرفته ميشد. در صورت بروز مشکل حاد بهسرعت ميشد رسيدگي کرد. به هر حال هر چه که بود گذشت. دفعه بعد چه کنم؟توصيه به همکارانهميشه گوش پرسنلي را که تمام آموختههايش چون طوطي از حرفهاي شماست! در اين مواقع محکم بپيچانيد و اجازه ندهيد بيمار را با راهنمايي غلط خود گمراه کند. لازم است خيلي روشن و بدون تعارف جلوي ميل به خودنمايي او را گرفته و تفهيم کنيد که ارايه اطلاعات دارويي جزو مسايل علمي و خارج از صلاحيت اوست و بعد هم در فرصت کمي که در داروخانه براي سوال و جواب داريم، از دادههاي به دست آمده نتيجهگيري قطعي نکنيم. بهترين حدس رو بزنيم و به بهترين جا ارجاع بديم. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
مروري بر سابقه داروسازي در ايران - دکتر احمد شيباني/ رييس هيات مديره سنديکاي صاحبان صنايع داروهاي انسانيتحولي در عرصه صنعت داروسازي و خدمات داروييامروز مرد جواني با داشتن چند بليستر داروي مصرف شده، هراسان به داروخانه آمد و از يکي از پرسنل داروخانه سوالي پرسيد که با راهنمايي به من ارجاع شد. سوال اين بود: «آيا مصرف اين تعداد داروها ميتواند باعث مرگ کسي شود؟» مشخص بود که خود يا کسي از نزديکانش به قصد خودکشي اين تعداد دارو را مصرف کرده... سوال اولي که پرسيدم اين بود: - کي؟ - دختري بيست و چند ساله! - براي خودکشي؟ - بله! - چند دقيقه قبل مصرف کرده؟ - حدود بيست دقيقه تا نيم ساعت پيش! نگاهي به داروها انداختم. يک بليسترهيدروکسيزين25، يک بليستر دايمتيکون و يک بليستر هم ديسيکلومين که از هر کدام چند تا باقي مانده بود.خوب اندکي خيالم راحت شد. سوال بعدي: - مطمئني همينها بوده؟ داروي ديگهاي نبوده؟ معلوم شد چند تا کپسول آموکسي هم ميل شده - تعداد همينها بوده؟ بيشتر مصرف نکرده؟ جواب منفي بود. - الان وضعيتش چهطوره؟- اندکي خوابآلوده! خوب خوشبختانه اين بيمار بلد نبوده خودکشي کنه يا فقط خواسته تظاهر کنه!اولين نکتهاي که تذکر دادم، اين بود که اين خانم حتما بايد مشاوره روانپزشکي بدهند، چون اقدام به خودکشي کرده حالا با هر توجيهي، سعي کردم بيمار رو به لزوم انجام اين کار آگاه کنم. مهمترين دارو در بين اين داروها ظاهرا «هيدروکسيزين» است که مصرف اين تعداد، مشکلي جز خواب و کاهش سطح هوشياري به همراه ندارد، ضمن اينکه مصرف توام يک آنتيکولينرژيک علاوه بر تشديد آن با کند کردن حرکات گوارشي فرصت جذب را هم بيشتر ميکند. در مسموميتها، 3 کار ساده بايد انجام داد. درصورتي که زمان زيادي از مصرف دارو نگذشته باشد يا تعداد زيادي دارو خورده شده باشد، همينطور استفراغ باعث آسپيراسيون نشود و بيمار هوشيار باشد، بيمار را وادار به استفراغ ميکنيم و از يک داروي جاذب مثل زغال فعال که در داروخانه موجود است، به همراه يک ملين براي کاهش جذب و افزايش دفع استفاده ميکنيم. توصيه کردم چند عدد زغال فعال به همراه چند ساشه پودر سوربيتول با مقادير زيادي آب ولرم استفاده نمايد.غير از اينها از همراه خواستم بيمار را به حد کافي از داروهايي که مصرف کرده، بترساند! تا اگر دفعه بعد فکر شيرينکاري به سرش زد، حداکثر دوز را دو برابر کند، نه چندين و چند برابر! خواستم تا داروهاي خطرناک قلبي و اعصاب را دور از دسترس ايشان قرار دهند و دوباره تاکيد به مراجعه به روانپزشک براي پيگيري مساله روحي ايشان کردم.بعد از رفتن بيمار، با خودم فکر کردم چرا آب ولرم؟ من معمولا براي کمک به خاصيت مليني داروها توصيه ميکنم آنها را با آب ولرم مصرف کنند. اما آيا اين کار باعث افرايش حلاليت و آزادسازي دارو و افزايش خطر جذب و مسموميت نميشود؟بعد تقريبا مطمئن بودم اگه واقعا همين مقدار دارو مصرف شده باشه، بيمار نيازي به شستشوي معده ندارد، اما اگر به بيمار توصيه ميکردم بيمار را به بيمارستان ببرد، از يک طرف امکان کنترل بيشتري بود، از طرفي اين خانم که احتمالا جلب توجه برايش مهم بوده و کشيده شدن کارش به بيمارستان و تشکيل پرونده احتمالا اثر بهتري در عدم تکرار اقدام به خودکشي در آينده داشت؟ در واقع اگه کسي اين کار رو انجام بده و فيدبک ريلکسي داشته باشه، دفعه بعد شايد اقدام شديدتري انجام بده.يه نکته خيلي مهم هم که بهش توجه نکرده بودم، اين بود که شايد اصلا اون خانم در مورد داروهايي که مصرف کرده به اين آقا راستشو نگفته باشه يا اصلا به اين فرد اطلاعات کافي نداده باشه.معقولش اين بود که حتما به بيمارستان ارجاع ميدادم و بيخودي هم نگرانيزدايي نميکردم. مطمئنا در بيمارستان رسيدگي بهتري ميشد. شرححال دقيقتري گرفته ميشد. در صورت بروز مشکل حاد بهسرعت ميشد رسيدگي کرد. به هر حال هر چه که بود گذشت. دفعه بعد چه کنم؟توصيه به همکارانهميشه گوش پرسنلي را که تمام آموختههايش چون طوطي از حرفهاي شماست! در اين مواقع محکم بپيچانيد و اجازه ندهيد بيمار را با راهنمايي غلط خود گمراه کند. لازم است خيلي روشن و بدون تعارف جلوي ميل به خودنمايي او را گرفته و تفهيم کنيد که ارايه اطلاعات دارويي جزو مسايل علمي و خارج از صلاحيت اوست و بعد هم در فرصت کمي که در داروخانه براي سوال و جواب داريم، از دادههاي به دست آمده نتيجهگيري قطعي نکنيم. بهترين حدس رو بزنيم و به بهترين جا ارجاع بديم. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
سوال اولي که پرسيدم اين بود: - کي؟ - دختري بيست و چند ساله! - براي خودکشي؟ - بله! - چند دقيقه قبل مصرف کرده؟ - حدود بيست دقيقه تا نيم ساعت پيش! نگاهي به داروها انداختم. يک بليسترهيدروکسيزين25، يک بليستر دايمتيکون و يک بليستر هم ديسيکلومين که از هر کدام چند تا باقي مانده بود.خوب اندکي خيالم راحت شد. سوال بعدي: - مطمئني همينها بوده؟ داروي ديگهاي نبوده؟ معلوم شد چند تا کپسول آموکسي هم ميل شده - تعداد همينها بوده؟ بيشتر مصرف نکرده؟ جواب منفي بود. - الان وضعيتش چهطوره؟- اندکي خوابآلوده! خوب خوشبختانه اين بيمار بلد نبوده خودکشي کنه يا فقط خواسته تظاهر کنه!اولين نکتهاي که تذکر دادم، اين بود که اين خانم حتما بايد مشاوره روانپزشکي بدهند، چون اقدام به خودکشي کرده حالا با هر توجيهي، سعي کردم بيمار رو به لزوم انجام اين کار آگاه کنم. مهمترين دارو در بين اين داروها ظاهرا «هيدروکسيزين» است که مصرف اين تعداد، مشکلي جز خواب و کاهش سطح هوشياري به همراه ندارد، ضمن اينکه مصرف توام يک آنتيکولينرژيک علاوه بر تشديد آن با کند کردن حرکات گوارشي فرصت جذب را هم بيشتر ميکند. در مسموميتها، 3 کار ساده بايد انجام داد. درصورتي که زمان زيادي از مصرف دارو نگذشته باشد يا تعداد زيادي دارو خورده شده باشد، همينطور استفراغ باعث آسپيراسيون نشود و بيمار هوشيار باشد، بيمار را وادار به استفراغ ميکنيم و از يک داروي جاذب مثل زغال فعال که در داروخانه موجود است، به همراه يک ملين براي کاهش جذب و افزايش دفع استفاده ميکنيم. توصيه کردم چند عدد زغال فعال به همراه چند ساشه پودر سوربيتول با مقادير زيادي آب ولرم استفاده نمايد.غير از اينها از همراه خواستم بيمار را به حد کافي از داروهايي که مصرف کرده، بترساند! تا اگر دفعه بعد فکر شيرينکاري به سرش زد، حداکثر دوز را دو برابر کند، نه چندين و چند برابر! خواستم تا داروهاي خطرناک قلبي و اعصاب را دور از دسترس ايشان قرار دهند و دوباره تاکيد به مراجعه به روانپزشک براي پيگيري مساله روحي ايشان کردم.بعد از رفتن بيمار، با خودم فکر کردم چرا آب ولرم؟ من معمولا براي کمک به خاصيت مليني داروها توصيه ميکنم آنها را با آب ولرم مصرف کنند. اما آيا اين کار باعث افرايش حلاليت و آزادسازي دارو و افزايش خطر جذب و مسموميت نميشود؟بعد تقريبا مطمئن بودم اگه واقعا همين مقدار دارو مصرف شده باشه، بيمار نيازي به شستشوي معده ندارد، اما اگر به بيمار توصيه ميکردم بيمار را به بيمارستان ببرد، از يک طرف امکان کنترل بيشتري بود، از طرفي اين خانم که احتمالا جلب توجه برايش مهم بوده و کشيده شدن کارش به بيمارستان و تشکيل پرونده احتمالا اثر بهتري در عدم تکرار اقدام به خودکشي در آينده داشت؟ در واقع اگه کسي اين کار رو انجام بده و فيدبک ريلکسي داشته باشه، دفعه بعد شايد اقدام شديدتري انجام بده.يه نکته خيلي مهم هم که بهش توجه نکرده بودم، اين بود که شايد اصلا اون خانم در مورد داروهايي که مصرف کرده به اين آقا راستشو نگفته باشه يا اصلا به اين فرد اطلاعات کافي نداده باشه.معقولش اين بود که حتما به بيمارستان ارجاع ميدادم و بيخودي هم نگرانيزدايي نميکردم. مطمئنا در بيمارستان رسيدگي بهتري ميشد. شرححال دقيقتري گرفته ميشد. در صورت بروز مشکل حاد بهسرعت ميشد رسيدگي کرد. به هر حال هر چه که بود گذشت. دفعه بعد چه کنم؟
توصيه به همکارانهميشه گوش پرسنلي را که تمام آموختههايش چون طوطي از حرفهاي شماست! در اين مواقع محکم بپيچانيد و اجازه ندهيد بيمار را با راهنمايي غلط خود گمراه کند. لازم است خيلي روشن و بدون تعارف جلوي ميل به خودنمايي او را گرفته و تفهيم کنيد که ارايه اطلاعات دارويي جزو مسايل علمي و خارج از صلاحيت اوست و بعد هم در فرصت کمي که در داروخانه براي سوال و جواب داريم، از دادههاي به دست آمده نتيجهگيري قطعي نکنيم. بهترين حدس رو بزنيم و به بهترين جا ارجاع بديم. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب